بالی برای پرواز...
همسفران کنگره 60 در نمایندگی شادآباد 
                          به نام قدرت مطلق الله

بغض روز جشن:

دوست دارم بر روی بلندترین نقطه زمین بیایستم ، تا به تو نزدیک شوم ، به تو که خوبی و مهربان !

دوست دارم از آنجا فریاد بزنم تا صدایم به گوشت برسد خدااایـــــــــــــــــــا  صدایم را می شنوی ؟ 

منم بنده گناهکار تو ، منم روسیاه ! منم شرمنده ! 

اما تو بخشنده ای ، ببخش گناهان بی شمارم را و دعایم را مستجاب کن . بارالها طاقت شنیدن قصه های تلخ مادران و همسران مسافر را ندارم ؛ فقط تو میدانی که چقدر سخت است ببینی جگر گوشه ات سفره ای از مواد مخدر بر روی زمین پهن کرده است ، می کشد ، می کشد و می کشد . و تو نمی توانی کاری انجام دهی و باید سکوت کنی  ، سکوت کنی و سکوت !

بغضت را در گلویت خفه کنی تا مبادا اشکی جاری شود که باعث خشم جگرگوشه ات گردد . خانم صفورا ، روز تولد فرزندت ، بغضم را در گلویم خفه کردم ، اما اینک که ساعت ها از آن جشن گذشته است ، اشک چون جوی آب بر روی گونه هایم جاری شده است ؛ خداوند به شما و افرادی همچون شما چه صبری داده است که اینگونه . . .! 

نمی دانم چه حسی است که روزهای جشن خنده ام با گریه هم آغوش می شود . هر پنجشنبه که تولدی برپا می گردد ، مسافری در جایگاه قرار می گیرد ، آرزو می کنم : 

" همه آنانی که گرفتار این اهریمن هستند راه کنگره را پیدا کنند و روزی در آن سکوی قهرمانی بایستند . "

خدایا همین را از تو می خواهم :

" خدایـــــــــــــــــــــا دستهای جوانانمان را که اسیر این اهریمن هستند ، بگیر و راه کنگره را به آنان روشن بنما "

آمین 

همسفر فاطمه شمسیان 

                                                               برگرفته از وبلاگ خانم رموزی


برچسب‌ها: دلنوشته, روز تولد, کارگاه آموزشی همسفران, کنگره 60
[ چهارشنبه 1393/12/06 ] [ 0:53 ] [ همسفر عاطفه ]

همین جلسه از دوره سی وهشتم کارگاه های آموزشی خصوصی همسفران نمایندگان شادآباد با دستورجلسه "هفته دیده بان "بااستادی جناب آقای اشکذری ونگهبانی  خانم منیره ودبیری خانم مرجان راس ساعت 15 آغاز به کار نمود .

http://www.hotup.ir/upload/f5v7_dsc_0044.jpg

خلاصه سخنان استاد :

فکر می تواندسود را بگیرد ولی سودمندی معقوله ای است که بوسیله غقل انجام می شود . قوانین هم باید همینطور وبراین اساس وضع شود .بعضی از قوانین بعد از مدتی جوابگو نیست ودر آینده تغییر می کند وپردازش واصلاح می شود .در مورد خودمان هم همینطور است .

برد عقل هر کسی در واقع برد آینده ودیدن آن است ودیده بان کارش این است که آینده را ببیند وقوانین را براساس آن وضع کند . بهترین راه برای دیدن آینده ؟ تزکیه است .مثال آن هم دیدن نور چراغ در شب . کدام نور ؟ همان ناری که خود انسان به نور تبدیل می کند . ما آینده را نمی توانیم ببینیم برد فیزیکی محدود است اما برد حس انسان نامحدود .

این کلمات در اشل پایین تر در ارتباط با درمان اعتیاد هم می تواند باشد مثلا ٌراهنما راه را نشان می دهد ، و رفتن با خود مااست در اصل درمان اعتیاد نداریم !در واقع راهنمایی درمان اعتیاد داریم . یعنی راهنمایی می شوند تا خودشان را درمان کنند . اگر کسی روی خودش درمان را انجام داد وپتانسیل لازم را پیدا کرد جایگاه دیگری به او می دهند . پس آنها در چه چیزی را هنمایی می شوند ؟ یه اندیشیدن وعقل بهترین جواب برای مشکلات عقل خودمان است نه دیگری !وحتی درمشاوره درآخر تصمیم با خودمان است در کنگره مشاوره یعنی سه تا نظر بگیر تا نظر اصلی وعاقلانه در تو پیدا شود . به گفته سقراط : یادگرفتن ، یاد گرفتن نیست بلکه به یاد آوردن است . عقل در همه به طور مساوی تقسیم شده ولی دسترسی در همه یکی نیست . درمان اعتیاد در هر کسی باشخص دیگر فرق می کند وباید با آموزش از درون خودش بیرون بیاورد . جهان بینی راه کاری است که از آن راه به درون خودت ببری واز درون خودت صلاح کار خودت را بیرون بیاوری . امکان ندارد کسی بهتر از خود انسان به خودش راه کار بدهد به شرطی که بتواند به بهترین راه کار خودت دست پیدا کنی .نار را به نور تبدیل کنید که جلوی خودت را ببینید . یک معتاد خودش را نمی تواند ببیند چه برسد 50 سال آینده را !

در کنگره هرکسی باید راه خودش را خودش پیدا کند . ما درکنگره ماهی نمی دهیم وماهیگیری یاد می دهیم . را ه کارهایی که ما را به عقل خود نزدیک میکند وبهترین راه کار را به خودمان نشان می دهد . به جز بحث فیزیولوژی بحث جهان بینی را مطرح می کند . درمان فقط برای مواد نیست ، بلکه جهان بینی است کسی اگر قرار باشد کهدجهان بینی خود را تغییر ندهد بهتر است مواد مصرف کند .هیچ انسانی به مصرف مواد مخدر ندارد البته اگر به مرحله انسانی برسد .

http://www.hotup.ir/upload/6jlv_dsc_0039.jpg

درضمن طی مراسمی توسط خانمهای همسفر از آقای علی اشکذری دیده بان کنگره قدردانی بعمل آمد .


برچسب‌ها: همسفر, کنگره 60, راههای درمان اعتیاد, گزارش کارگاه خصوصی همسفران, دستور جلسه
[ دوشنبه 1393/12/04 ] [ 21:32 ] [ همسفر حمیده ]

سلام دوستان نگار هستم یک همسفر

روزی کنگره با اولین اعضا شروع به کار نمود ، حالا بیش از ده هزار عضو رها شده ، بیش از 700 کمک راهنما ، و شعبات بسیار در سراسر ایران ؛ نشان دهنده حرکت مثبت و رو به جلوی کنگره می باشد . مهندس به اطلاع اعضا رساندند که 4 نفر از اعضا لژیون پزشکان با تمایل خودشان در آزمون کمک راهنمایی امسال شرکت داشتند ، و این باعث افتخار کلیه اعضاست که پزشکان سطح علم کنگره را باور کرده اند و گامی دیگر در کنگره برداشته شد.

دیده‌بان، کسی است که وظیفه پاییدن محیط اطراف و گزارش کردن آن به ناخدا دارد، در واقع دیده بان کنگره به نگهبان کنگره 60 گزارش می دهند .

در قوانین کنگره 60 پس از بنیان کنگره (مهندس دژاکام) شورای دیده بانان تصمیم گیرنده هستند . مهندس برای اینکه سیستم کنگره نیازمند یک شخص نباشد و با عدم حضور یک شخص سیستم به اشکال نخورد ، ساختاری بی نقص تعیین نمودند . شورای دیده بانان متشکل از 14 عضو است که اداره این شورای به عهده نگهبان (مهندس) می باشد . مسلماً پیشرفت NGO کنگره 60 مدیون تفکر کامل آن می باشد .

اکثر ما خیلی از دیده بانان را نمی شناسیم و خدمت آنها در صور پنهان انجام می گیرد ؛ در واقع این عزیزان خدمتگزارانی بی ادعا هستند که فرمان مهندس  : دیده بانان ستون های کنگره 60 هستند که بنای کنگره بر شانه های آنها استوار خواهد بود، بنابراین همه ما به آنها احترام می گذاریم.

در انتها از دیده بانان عزیز

مهندس دژاکام ، سرکار خانم آنی ، مجید سلامی ، رضا ترابخانی ، محسن خان ، امین دژاکام ، خانم راد ، علی خدامی ، احمد حکیمی ، علی مجدیان ، مهدی سهیلی ، سعید سبزه ای ، سرکار خانم آنی (کماندار) ، علی اشکذری

بابت زحمات بی دریغشان تشکر کرده و عرض تبریک دارم .

منبع : وبلاگ همسفر سارا نادری


برچسب‌ها: همسفر, کنگره 60, راههای درمان اعتیاد, روش دی اس تی درمان, مشارکت
[ شنبه 1393/12/02 ] [ 10:39 ] [ همسفر حمیده ]

وقتی تو تغییر می کنی،من می جوشم.

وقتی آتش برمی افروزی،من می سوزم و بر گرد آتش تو رقصنده می شوم.

سالهاست به حرمت عشق در رفت و آمدیم.

یادت هست وقتی که روبروی آینه نشستیم و آینه هم شدیم

و همدیگر را تماشا کردیم.

روزگاری تودر خیال من و من در رویاهای تو بودم.ولی حالا روبروی هم ایستاده ایم.

قلب من چون گنجشکی زخمی و بی پناه در سرمای زمستان ،می تپد.

و تو انگار نه انگار...

ولی انگار همین دیروز بود که من لیلی تو بودم و تو مجنون من.

چقدر زود گذشت،آن روزها!

و این روزها را در خواب هم نمی دیدم.

هر روز احساس می کردم چقدر زیبایم،

و تو کنار موهایم همیشه گلی از یاس و رز می گذاشتی.

با آن گل در دلم بهار می شد ،

و عشق تو به عشق به دنیا و عشق به زندگی در دلم آتش فشانی می شد

و فوران می کرد.

اما امروز تو دیگر نه گلی کنار موهایم می گذاری و نه من صورتم گل می اندازد.

انگار هر دویمان قندیل بسته ایم .سرد سرد شده ایم.

دیگر تو در تنهایی هایت سیگار دود می کنی و هوای عشق مرا آلوده.

من هم سراغ حافظ می روم و تند تند فال می گیرم،

تا شاید "کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور"در بیاید.

در این همه تاریکی بند عشق را محکم در دستم می فشارم .

چون می دانم طوفانهای زیادی برای خاموش کردن شعله عشق من و تو وجود دارد.

نا امید نمی شوم .هنوز مثل روزهای اول قلب تو به انرژی عشق من نیازمند است.

من راه را برای تو روشن کرده ام.فقط پای بگذار.

عشق را خط پایانی نیست و عاشق را تغییر لازم است.

و شرط من برای عاشقی پله های توست و این تاوان عشق تو به من است .

پس تغییر کن.چون وقتی تو تغییر می کنی،من می جوشم ...

نویسنده:همسفر میترا

منبع : وبلاگ همسفر حیدری


برچسب‌ها: محبت, تغییر, درمان
[ چهارشنبه 1393/11/29 ] [ 14:6 ] [ همسفر حمیده ]

هشتمین جلسه از دوره سی و هشتم کارگاه های آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی شادآباد با دستور جلسه «جهان بینی معتاد و مسافر» با استادی خانم آزاده، نگهبانی خانم منیره و دبیری خانم مرجان رأس ساعت 15 آغاز به کار نمود. 

خلاصه ای از سخنان استاد:

مسافر به چه کسی می گویند؟همه ما انسان ها به نوعی مسافریم و سفرمان را از روز ازل آغاز کرده ایم و تا بی نهایت این سفر ادامه دارد.همانطور که در نوشته ها خوانده می شود،سفری است از ظلمت به نور از نادانی به دانایی از حقارت به سرافرازی و در نهایت از نفرت به طرف عشق.در واقع همه ما در هستی هم مسافریم و هم همسفر!از ان جهت که در حال سفر زندگی هستیم همسفریم از آن جهت که در کنار عزیزانمان هستیم و ان ها را حمایت و همراهی میکنیم.

و اما در کنگره 60=در کنگره مسافر به کسی می گویند که قبلا مصرف کننده ی مواد مخدر بوده و جسم،روان و جهان بینی اش از حالت تعادل خارج شده و حالا تمایل به درمان خود دارد،پس طبق این تعریف مصرف کننده ای که خواست درمان ندارد مسافرنیست،در واقع همان شخص معتاد است.واژه ها در کنگره هوشمندانه انتخاب می شوند.کسی که درمانش را شروع میکند دیگر نباید خودش را معتاد معرفی کند چرا که واژه ی معتاد بار معنایی منفی و سنگینی دارد.

زمانی که به این نقطه میرسیم وفرق نگاه در ما بوجود می آید و هر کدام از ما این تجربه را داشته ایم که بصورت مستقیم با یک فرد مصرف کننده زندگی کرده ایم.در حد عین الیقین مسائل و مصائب اعتیاد را لمس کرده ایم.آسیب ها و تخریب های اعتیاد را می شناسیم. یک معتاد جهان بینی و نگاهش متفاوت با یک مسافر است.طبق تعریف جهان بینی یعنی ادراک برداشت دریافت و احساس ما نسبت به خودمان و جهان پیرامونمان.احساس یک معتاد در مورد خودش چگونه است ؟همه چیز سیاه ومنفی است وعدالتی برقرار نیست وفقط دنیای نئشگی وخماری را میشناسد وقتی خمار است زمین وزمان را به خاطر مواد بهم میریزد وقتی نئشه میخواهد دنیا را تغییر دهد.مسافر چطور باید باشد؟اولین چیزی که مسافر آموزش میگیرید این است که تنها خودش میتواند اعتیادش را درمان کند.کنگره چراغ راه را برایش روشن میکند.این اولین و مهم ترین برداشت از سفر است.در واقع مسافر مسئولیت اعتیادش را می پذیرد،وادی 3 و 4 این مساله را عنوان میکند.یک همسفر باید جهان بینی اش نسبت به قبل از ورود به کنگره تغییر کرده باشد.ما میگردیم جایگاه خودمان را توی قضیه میبینیم.باید هر روزمان متفاوت تر از روز قبل باشد.

خداوند برای خلق انسان بهای سنگینی پرداخت کرده است؛کنگره بهای سنگینی را برای رهایی یک مسافر وهمسفر چه مادی وچه معنوی پرداخت میکنداگرقرار باشدمن فقط دریافت کننده باشم بارم سنگین میشود این بار سنگین را به کجا میخواهم ببرم؟پیامبر میفرمایند خودت را حسابرسی کن قبل از روزی که حسابرسی شوی.

این هفته فرصت مناسبی است برای اینکه ما ببینیم حق واژه های زیبای مسافر یا همسفر را ادا میکنیم یا نه.


برچسب‌ها: کنگره 60, همسفران, اعتیاد, درمان, رهایی
[ دوشنبه 1393/11/27 ] [ 19:18 ] [ همسفر حمیده ]

این جمله ایه که دخترم کیمیا روزی چندین بار از زمانی که برگه رهایی رو تو دست پدرش دیده تکرار میکنه وبا تمام وجود احساس خوشحالی میکنه وباباشو می بوسه ومیگه:

قربونت برم بابا رهاییت شده مبارکت باشه

واین همیشه برای خودم سوال بود که توی این یکسال ونیم چرا کیمیا هیچ وقت نپرسید: مامان ما برای چی میریم کلاس؟ یا چرا بدون اینکه بهش سفارش کنم هیچ وقت جلوی هیچ کس صحبتی نکرد وهیچ وقت اعتراضی به اومدنها و رفتنها نداشت حتی صبح های زود روز جمعه!

دختر گلم حالا مخاطبم تو هستی

گاهی اوقات من خسته میشدم واز راهنمای خودم وهمسرم گله مند میشدم ولی توهیچ وقت اعتراضی نداشتی واگر تو خونه بحثی پیش می اومد میگفتی: مامان بابامو اذیت نکن

حالا میفهمم که تو میدونستی برای چه کاری داری میای وخوشحالم که داری شادی این رهایی رو با تمام وجودت حس میکنی...

دخترم! وقتی تو با این شور وشوق خدارو ستایش وشکر میکنی من هم باید از خداوند و از بنیان کنگره 60از راهنمای خودم وراهنمای همسرم تشکر کنم که با آموزش های ناب ومملو از عشقشون ،کانون خانواده ما رو حفظ کردن...

خداروشکر میکنم به خاطر وجود فرشته های نجات کنگره 60 خداروشکر میکنم به خاطر اتفاقاتی که حتی تو رویا نمیتونستم تجسمشون کنم ولی در واقعیت تجربشون کردم خدارو شکر میکنم به خاطر نبودن توهمات همسرم که تو عالم خوابم اگه یه لحظه چشممو باز میکردم اندازه یه کتاب ازشون حرف میزد صبح و شب نداشت خداروشکر میکنم که از کابوس های شبانه همسرم خبری نیست خداروشکر میکنم که هنوز چند روز به پایان سفر اول مونده ولی این تغییراتو میشه به راحتی حس کرد.

خدایا تشکر میکنم که منو با کنگره 60آشنا کردی و تونستم همسفر باشم وخودم هم در کنار مسافرم آموزش ببینم وبه خیلی از گره های وجودم پی ببرم ..

خدایا شکر،شکر،شکر برای این عمل عظیم.


برچسب‌ها: کنگره 60, همسفران, اعتیاد, درمان, رهایی
[ شنبه 1393/11/25 ] [ 13:56 ] [ همسفر حمیده ]
[ شنبه 1393/11/25 ] [ 13:46 ] [ همسفر حمیده ]

روز دوشنبه 1393/11/20 جلسه خصوصی همسفران راس ساعت 15 با دستور جلسه " وظایف رهجو " با استادی خانم ساناز و نگهبانی خانم آزاده و دبیری خانم اکرم آغاز به کار نمود .

http://0up.ir/do.php?imgf=DSC-0031_2b351.jpg

خلاصه سخنان استاد : 

خدا را شاکرم بابت این جایگاه، ودرمورد دستور جلسه وظایف رهجو .همانطور که از اسمش مشخص است رهجو به کسی اطلاق می شود که دنبال راهی است واما این راه در کنگره در رسیدن به رهایی ودرمان وگذر از تاریکیها ورسیدن به آرامش دارای نکاتی است و نکته مهم این است که باید رهجو خودش طالب باشد واصرار دیگران تاثیری ندارد ٌورهجو بودن باید خواست قلبی خودش باشد وحرکتی که قلبی باشد به رهایی رهجو معنای واقعی می دهد ودر غیر اینصورت رهجو بودن معنایی ندارد . تازه واردین در کنگره تا سه جلسه مهمان محسوب می شوند وبه این دلیل است که شخص بتواند ارتباط خود را باکنگره برقرار نماید .

به نظر من وظایف رهجو از ابتدای ورود به کنگره شروع می شود وباید خودش را از اول رهجو بداند تا بتواند از تمام آموزشها که در این راه قرار دارد بهره کافی را ببرد .وظایف رهجو خیلی فراتر از این ها است که در این مدت کوتاه بتوان توضیح داد .

اول اینکه راهنما رابا حس خود انتخاب نماید تا بتواند ارتباط خوبی با راهنما داشته باشد ودوم اینکه اعتقاد وایمان به راهنما داشته باشد وباید آنقدر باور خود را قوی کند که از همان ابتدا خودش را به حالت موفق ببیند وشکی در دل خود راه ندهد. البته به درمان وکنگره هم اعتقاد داشته باشد . وظیفه دیگر رهجو استفاده از سی دی و وسایل کمک آموزشی در کنگره است . یک رهجو حداقل موظف است هفته ای یک سی دی را به انتخاب خود ویا با انتخاب کمک راهنما خود گوش دهد که این کار کمک به بهبود حال خود رهجو میباشد .

احترام گذاشتن به اعضای کنگره لازم وضروری است که شامل مرزبان ، کمک راهنمایان عزیز ، رهجوهای دیگر وکلیه اعضای کنگره می باشد . وظیفه ی دیگر خدمت به کنگره است که از کوچکترین کار تا بزرگترین کار شروع می شود . که موجب می شود که آرامش وانرژی به انسان بدهد . وظیفه دیگر حضور به موقع به جلسات که یک ربع قبل از شروع جلسه باید انجام شود واین وفت شناسی در کنگره همیشه مود تاکید جناب آقای مهندس بوده . اگر رهجو به تمامی حرمتهای کنگره اعتقاد قلبی پیدا کند .کار کرد های خودش را باقوانین کنگره مرتب ومنظم نماید بهترین رهجو می شود وبدون هیچ مشکلی بهترین مسیر را طی میکند .رهجو نباید به نظرات کمک راهنما خودش دخالت کند ونظری بدهد وبداند که همه چیز دست کمک راهنما است واین امر باعث میشود که راهنما تسلط بیشتری به امور رهجو داشته باشد . البته فقط مسافرین رهجو نیستند بلکه به همسفران نیز رهجو اظلاق می شود وهمسفر باید بداند که به خاطر خودش می آید پس یک رهجو محسوب می شود . واگر کمی فکر کنیم متوجه می شویم تمامی این وظایف کمک بزرگی به خود رهجو است .

ودرآخر این وظایف هم سهل است وهم سخت .


برچسب‌ها: کنگره 60, همسفران, اعتیاد, درمان, رهایی
[ دوشنبه 1393/11/20 ] [ 20:38 ] [ همسفر حمیده ]

دستهایی که کمک می کنند مقدس تر از لبهایی هستند که دعا می کنند
عشق یعنی گذشتن از خویش

مرزبانان و خدمت گذاران کنگره 60 انسانهای واقعی هستند که با جان و دل دریافتند که پله های رسیدن به عشق خالق , عشق بلا عوض به مخلوقین اوست و دروازه ورود به قلب خداوند, قلب انسانها و موجودات هستی می باشد

 لطفا خود را معرفی کنید؟

سلام دوستان ملیحه هستم همسفر

چطور با کنگره آشنا شدید؟

توسط یکی از دوستانم که همسرش در کنگره به درمان رسیده بود

از سفر اولتان برایمان بگویید؟

سفر اول من متاسفانه خیلی طولانی شد , ولی من هیچوقت نا امید نشدم چون یک مادر بودم و سعی و تلاش خودم را کردم و با کمک ویاری کمک راهنمای خودم خانم شهین و کمک راهنمای مسافرم آقای اسدی بالاخره به روز رهایی رسیدیم.

روزی که به خدمت مرزبانی رسیدی چه حسی داشتی؟

خیلی خوشحال بودم که در انتخابات رای آوردم و به این درجه خدمت رسیدم و امیدوارم که خوب انجام وظیفه کرده باشم.

شما بیشتر اوقات خود را در کنگره می گذرانید و سختی های زیادی را متحمل می شوید به نظرتان ارزش موضوع در چیست؟

عشق به خدمت , عشق به همنوع خود , عشق یعنی گذشتن از خویش , که فکر می کنم که این عشق در وجود تمام کسانی که اینجا خدمت می کنند وجود داشته باشد.

اگر شناختی که امروز در مورد جایگاه مرزبانی پیدا کردی , آن زمان هم داشتی باز هم خدمت مرزبانی را قبول می کردید؟

بله حتما, درسته که مسولیت مرزبانی خیلی سنگین است . ولی انرژی که از این خدمت می گیرم , انرژی بالایی هست که با چیزی قابل قیاس نیست.

آیا گذراندن دوره مرزبانی تاثیری بر روی زندگی شخصی شما گذاشته است؟

بله, تصمیم گیری درست در بعضی از موارد و قاطعیت در انجام کارها و مسایل روزمره چیزهایی است که من در کنار مسولیت مرزبانی توانستم به آنها برسم.

سخترین کاری که در دوره مرزبانی انجام دادی چه بود ؟

به نظر من هیچ کاری سخت نبود چون همه چی با عشق همراه بود ولی چون من مرزبانم و کارم اعمال قانون است بعضی مواقع مشکلاتی برایم پیش می آمد ولی خدا را شکر با عشق به کنگره قابل حل بود

در جایگاه مرزبانی به ذهنتان آمد که به جایگاه بالاتر خدمت برسید؟

در کنگره 60 خدمت کردن واقعا عبادت است و در هر جایگاهی که باشی آنقدر ارزشمند هست که فرقی ندارد . منظور و هدف فقط خدمت کردن است .

حرف آخر ؟

برای همه مسافران و همسفران کنگره 60 آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم که عزیزان در کنگره بتوانند به حال خوش برسند و آن دسته از عزیزانی که بیرون هستند توفیق آشنایی با کنگره را پیدا کنند و کنگره روزی آن عزیزان هم بشود.

با آرزوی موفقیت و سلامتی برای خانم ملیحه عزیز

منبع : وبلاگ همسفر صدوقی 


برچسب‌ها: مصاحبه, انتخابات, مرزبان, کنگره 60
[ یکشنبه 1393/11/19 ] [ 11:33 ] [ همسفر حمیده ]

شنبه مورخ 93/11/18 با دستور جلسه "وظایف رهجو " جلسه دهم از دور سوم کارگاههای خصوصی کنگره 60 ویژه همسفران نمایندگی قم ،روز با استادی همسفر معصومه (شعبه شادآباد) و نگهبانی همسفر ربابه و دبیری همسفر آمنه راس ساعت 15:30 آغاز به کار کرد

خلاصه سخنان استاد :

همه ما در هر جایگاهی که هستیم یکسری وظایفی را به عهده داریم: وظیفه فرزندی ، همسری و مادری و... هرکسی که وارد کنگره می شود نیز یکسری وظایفی را به عهده دارد.رهجو یعنی جوینده راه،کسی که آمده یک مسیری را طی کند و راهنما کسی است که این مسیر را رفته و به دانایی رسیده است و به رهجو کمک می کند که این مسیر را طی کند.تازه واردین تا سه جلسه میهمان محسوب می شوند و رهجو نشده اند و اگر قوانین و حرمتها را رعایت نکنند کسی به آنها ایراد نمی گیرد،ولی در این سه جلسه فرصت دارند تفکر کنند،آیا راه و روش کنگره را قبول دارند،آیا می توانند قوانین و حرمتها را رعایت کنند.اگر کنگره را پذیرفتند بعد از سه جلسه راهنما انتخاب می کنند و دیگر بعنوان رهجو هستند.از اینجا وظایف رهجو شروع می شود،اولین وظیفه رهجو این است که فرمانبردار راهنمای خودش باشد ما در بیرون از کنگره در هر جایگاه تحصیلی و اجتماعی هستیم و اگر از لحاظ سنی،تحصیلاتی از راهنمای خود بالاتر هستیم،باید همه اینها را در پشت در کنگره بگذاریم.وقتی وارد کنگره می شویم به عنوان یک رهجو تحت فرمان راهنمای خود باشیم ، چون راهنما این مسیر را طی کرده است و به دانایی رسیده است.

دومین وظیفه یک رهجو احترام به حرمتها و قوانین کنگره و دوری از ضدارزشها است.یک همسفر باید پوشش مناسب و مرتبی داشته باشد همانطور که مسافران بعد از چند ماه که سفر می کنند وضعیت ظاهرشان تغییر می کند و پوشش سفید و تمیزی را می پوشند،من هم وقتی به کنگره می آیم اگر میخواهم در مسیر درمان قرار بگیرم باید شال سفید بپوشم که نشان از رهایی دارد.وظیفه مهم دیگر رهجو این است که مشارکت کند تا به تواناییهای خود پی ببرد و متوجه شود چه مقدار آموزش گرفته است.حضور مستمر و به موقع در جلسات کنگره از دیگر وظایف یک رهجو می باشد.یکی دیگر از این وظایف خدمت کردن در کنگره است.چون انرژی زیادی به رهجو می دهد و مطمئنا زودتر به درمان می رسد و منتی برای کنگره نمی باشد.ما در کنگره به رایگان از آموزشها استفاده می کنیم و به رهایی و حال خوش می رسیم،پس بر ما لازم است که بعنوان رهجو در آزمون کمک راهنمایی شرکت کنیم و اگر اذن خداوند صادر شد به درجه کمک راهنمایی برسیم.این بهترین هدیه یک رهجو به راهنمایش است.امیدوارم همه ما رهجوي خوبی برای راهنمايمان باشیم و بتوانیم در مسیر کنگره در جهتی حرکت کنیم که رهجوهاي خوبی پرورش دهیم.


برچسب‌ها: همسفر, کنگره 60, راههای درمان اعتیاد, روش دی اس تی درمان, وظایف رهجو
[ شنبه 1393/11/18 ] [ 11:52 ] [ همسفر حمیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

من یک همسفرم.
شاید بگویی همسفر چیست.از معنی آن پیداست همراهی یک مسافر در یک سفر.اما سفری که ما در آن همسفر هستیم،یک سفر ساده از یک شهر به شهر دیگر نیست.همراهی یک مسافر غرق در تاریکی اعتیاد است.سفری است از سمت ظلمت به نور از حقارت به سرفرازی و از تاریکی اعتیاد به روشنایی رهایی از آن.
ما هم مثل مسافران پا به پایشان سفر میکنیم تا هر دو از این گذرگاه سخت بگذریم و به سلامت و کمک هم از نو بسازیم.
اگر تو هم مثل ما قصد سفر داری محکم باش و در کنار من و ما بمان...