بالی برای پرواز...
همسفران کنگره 60 در نمایندگی شادآباد 
لینک های ویژه

امروز چهارشنبه یکم مردادماه، کتاب «عشق، چهارده وادی برای رسیدن به خود» نوشته مهندس بالاخره و پس از 14 سال به چاپ رسید. در آینده ای نزدیک مراسم رونمایی از این کتاب ارزشمند در پارک طالقانی برگزار خواهد شد. در زیر عکس های بخش عکس وب‌سایت کنگره 60 از رسیدن کتاب را خواهیم دید. به امید چاپ های آتی.

سردبیر بخش فارسی

منبع : سایت کنگره 60


برچسب‌ها: همسفر, کنگره 60, مهندس دژاکام, عشق
[ چهارشنبه 1393/05/01 ] [ 17:6 ] [ همسفر حمیده ]
 

1- خانم معصومه از نحوه آشنایی خودتان  ومسافرتان با کنگره 60 بگویید؟

اول شهریور سال 89 وارد کنگره شدم ، نحوه آشنایی ازطریق مجله ی سرنخ که برادر مسافرم تهیه کرد ه بود ودرآن با آقای مهندس وخانواده ی محترمشان مصاحبه کرده بودند  وایشان توضیحات کاملی ازروش تدریجی داده بودند . پدر همسرم که مصرف کننده بودن خودشان شعبه شادآباد رادرنظر گرفتن با مسافرم آمدیم واین شد که هردو جذب کنگره وآموزشها شدن وباهم رهاشدند.االبته من فقط همسفر مسافرم بودم.

2- راجع به مسافرت بیشتر توضیح بدهید؟ 

مسافرم به علت مشغله کاری نمی تواند حضور پررنگی بعد از رهایی درکنگره داشته باشه ولی ارتباط خودش را با ورزش کنگره حفظ کرده وفعالیت خودش رادر پارک داره، ولی خودم با آمدنم انرزی کنگره رامنتقل میکنم اما دوست دارم که مسافرم پابه پای من درکنگره حضور داشته باشه که باهم به گرفتن آموزشها ادامه بدهیم ، که مطمئنم درآن شرایط بهتری خواهیم داشت .در ضمن از مسافرم وخانواده ی محترمشان بابت حمایتهایی که از من میکنند ودراین را ه از هیچ کوششی دریغ نکردن تشکر میکنم .

3- چه خدمتهایی درکنگره داشتی وکدام خدمت رابیشتر ازهمه دوست داری؟

درمشاوره تازه واردین ، دبیری ، نگهبانی و.... جایگاه نگهبانی بهترین بوده که درهفت جلسه همه حسهای خوب را تجربه کردم واموزشهای خاص این خدمت راگرفتم . نگهبانی رابیشتر دوست دارم ، امیدوارم جایگاه کمک راهنمایی را تجربه کنم .

4- یک خاطره از او مدن به کنگره تعریف کن ؟

روز اول پنج شنبه (روز تولد ) بود خیلی شلوغ بود .حس خیلی عجیبی داشتم ومیترسیدم ازاینکه شناخته بشم وآشنا ببینم . تعجب من از این بود که همه ی خانمها باهم روبوسی میکردن ومن پیش خودم میگفتم یعنی همه همدیگررو مشناسن وعجیب  بود درآخر هم اشتباهی درلژیون خانم ثمره نشستم.

5- حس خودت را راجع به جایگاه استادی بگو؟

2 سال پیش این جایگاه راتجربه کردم وهفته ی دیگه استادی رابه عهده دارم اگر بخواهم حس خودم رامقایسه کنم خیلی فرق میکنه اون روز بیشتر اضطراب داشتم میترسیدم که مطالب را به طور کامل ودرست بیان نکنم ولی امروز اعتماد بنفس بیشتری دارم وامیدوارم وسعی میکنم که بهتر ازقبل در این جایگاه حضور داشته باشم واز خودم راضی باشم .

6- کلام آخر رادوست داری با چه کسی داشته باشی؟

آخرین صحبتم رابا خدا دارم واز اینکه چندین سال از خدا دور بودم وخدا رانمی شناختم ناراحتم به هرحال کنگره باعث شد که خدا را بشناسم ودر هرلحظه از زندگی وجود خدا راحس کنم ومیدانم که خیلی دوستتم داره وفقط میخواهم که فرمان بودن من درکنگره را صادر کنه و هیچ وقت پیوند من با کنگره را قطع نکنه ، چون بودن در کنگره برام آرامش رابهمراه داره . 

خانم معصومه برای شما بهترینهارا آرزو داریم وامیدواریم که شما رادر جایگاه کمک راهنمایی ببینیم .

نویسنده: همسفر نوشین

وبلاگ همسفر حیدری


برچسب‌ها: اعتیاد, درمان, همسفر, شادآباد, بالی برای پرواز
[ چهارشنبه 1393/05/01 ] [ 13:5 ] [ همسفر اکرم ]

لطفا خودتان را معرفی کنید.

من آرزو هستم، همسفر حسین ؛ آنتی ایکس مسافر من شیشه و حشیش ومدت سفر او یازده ماه و ده روز بود و در حال حاضر مدت سه سال و سه ماه و بیست و هشت روز است که آزاد و رهاست. من همچنین همسفر پدر همسرم نیز بودم و در حال حاضر همسفر پدرم هستم.

آیا شما به این جمله اعتقاد دارید که مسافران کنگره 60 ذات و سرشت خوبی دارند؟

بله من واقعا به این جمله اعتقاد دارم. من حداقل در رابطه با مسافر خودم به این نتیجه رسیده ام که خوبی و پاکی در سرشت او وجود دارد. روز اولی که وارد کنگره 60 شدم گفته می شد که مسافران افراد شجاعی هستند و من با خود فکر می کردم که فقط جهت امیدواری ما همسفران این جملات را بیان می کنند و در واقع ذهنیت من این بود که به جای کلمه شجاعت بهتر بود از واژه حماقت استفاده می کردند؛ اما با گذشت زمان به این باور رسیدم که ذهنیت من کاملا اشتباه بود. جمله ای را در همین رابطه شنیدم که کسی که مشکلات اخلاقی دارد به دیگران ظلم می کند اما کسی که معتاد است؛ خودآزاری می کند و بیشترین آسیب را به خود وارد می کند.

شما در صحبت هایتان اشاره کردید که همسفر پدرهمسرتان نیز بوده اید و در حال حاضر هم همسفر پدرتان هستید؛ چگونه سایر اعضای خانواده شما تمایل پیدا کردند که در کنگره 60 به درمان اعتیاد خود بپردازند؟

بعد از رهایی، مسافر من به الگویی زنده تبدیل شده بود و همین امر باعث شد تا پدرهمسرم نیز راغب شود تا برای درمان شروع به سفر کند. پدرم نیز قبل از ورود به کنگره مرا و اشتیاق مرا مورد تمسخر قرار می داد اما به مرور او نیز متحول شد و تصمیم گرفت تا اعتیاد خود را درمان کند.

فکر می کنید مهم ترین انگیزه پذیرش درمان اعتیاد توسط افرادی مثل پدر شما، علیرغم سن بالا، چیست؟

پدر من و یا پدرهمسرم از اعتیاد به ستوه آمده بودند. آنها ارج و قرب خود را از دست داده بودند. آنها احساس می کردند که هویت و شخصیت خود را از دست داده اند و احترام دیگران نسبت به آنها صوری است و این باعث آزار و رنج آنها می شد.

با درمان اعتیاد و تحت شرایط فعلی ، فضا و جو کنونی خانواده ی شما چگونه است؟

آموزش های جهان بینی به زبانی مشترک بین اعضای خانواده ما تبدیل شده است. از زمانی که من به همراه مسافرانم وارد این وادی شده ایم، احساساتمان تغییر کرده و دارای درک مشترکی از اتفاقات پیرامونمان شده ایم. مهر و محبتی که در سایه ی آموزش های کنگره 60 به دست آمده، باعث استحکام پیوندهای ما شده است.

بازخورد آموزش های کنگره 60 در روابط خانوادگی و فامیلی شما چگونه بوده است؟

آموزش های کنگره 60 باعث تغییر دیدگاه من نسبت به زندگی شده و همین امر، باعث تغییر رفتار دیگران با من شده است. در واقع آرامشی که من در این محیط کسب کرده ام، به دیگران نیز تعمیم یافته است. من اینجا یاد گرفته ام که برای یک زندگی راحت و آرام نباید وارد حواشی شوم واین بهترین راه برای ایجاد رضایت درونی است. وارد شدن در نزاع هایی که هیچ حاصلی ندارد باعث تخریب می شود؛ همچنانکه آقای امین در یکی از سی دی هایشان اشاره می کنند که دو نفری که با هم وارد جنگ می شوند، هر دو مغلوبند؛ چون در این شرایط انرژی بد تبادل می شود.

برای شما کنگره 60 در اولویت است یا خانواده؟

مطمئنا خانواده. ما به کنگره 60 آمده ایم تا خانواده را حفظ کنیم. کنگره 60 وسیله ای است برای به تعادل رسیدن. حضور در کنگره 60 تا جایی مشروع است که من بتوانم حال خوش خود را به خانواده انتقال بدهم.

نظرتان را راجع به وادی یازدهم بگویید.

اگر من آنچه را که دریافت می کنم، نتوانم بازپرداخت کنم تبدیل به شوره زار می شوم. خدا را شکر می کنم که توانستم در جایگاه کمک راهنمایی قرار بگیرم و اندکی بازپرداخت داشته باشم. همچنانکه در وادی آمده است جام های خالی و نیمه پر عاقبت پر می شوند، من هم امیدوارم که به مرور و با گذشت زمان جام خالی من هم پر شود. من آموزش می گیرم و آنچه را که گرفته ام آموزش میدهم.

 

یک جمله لذت بخش به یک نفر:

 

هستم اگر می روم، گر نروم نیستم. من حال خوش خود را از بودن هایم و آمدن هایم در کنگره 60 می دانم. کنگره 60 از تو سپاسگزارم.

 

و کلام پایانی:

 

به همسفران می گویم که اگر مسافر شما سفر خوبی ندارد، ناامید نشوید، به شاهدان زنده ای که در این فضا حضور دارند نگاه کنید و به خود این نوید را بدهید که یک روزی مسافر شما هم به رهایی خواهد رسید. انشاالله رهایی در روزهای آینده در پی است.

 

نویسنده : همسفر اکرم

منبع : وبلاگ شعبه شادآباد

 


برچسب‌ها: شیشه, حشیش, درمان, کنگره 60, خانواده
[ دوشنبه 1393/04/30 ] [ 11:25 ] [ همسفر حمیده ]

روز یکشنبه مورخ 93/04/29 کارگاه آموزشی خصوصی ویژه همسفران با استادی خانم آزاده، نگهبانی خانم معصومه و دبیری خانم زهرابا دستور جلسه « وادی یازدهم و تاثیر آن روی من» رأس ساعت 14آغاز به کار نمود.

http://ups.night-skin.com/up-93-04/IMG-1501.jpg

خلاصه سخنان استاد :

اگر قرار باشد یک رودخانه به اقیانوس برسد لازم است که انرژی و ذخیره آب کافی نیز داشته باشد وگرنه قبل از رسیدن به اقیانوس یا خشک میشود یا به مرداب تبدیل میگردد و هرگز به دریا نمیرسد. من تازه وارد نیز اگر میخواهم سفر خوبی داشته و به درمان برسم قطعا باید از آموزشها و سی دی های کنگره استفاده کنم و از این آموزشها انرژی لازم را برای سفر وهمسفرخوب بودن را  دریافت کنم .برای چشمه های جوشان شدن  باید شهر وجودی سالمی داشت این یعنی یک چشمه های جوشان برای اینکه بتواند به حرکت خود ادامه بدهد باید این پارامتر ها را داشته باشد و زلا ل و پاک باشد و یا حتی در وادی اول می گوید برای با لا رفتن از درخت باید انگیزه و هدف داشت و حالا در چشمه های جو شان شدن هم مثالی که  زده می شود مبحث انرژی پتانسیل می باشد و باید از منابع اطلا عاتی غنی استفاده کرد و به طور مدام دانش و حرکت و اطلا عات خود را روز افزون کرد تا بتوان به حرکت ادا مه داد زیرا اگر دانش و اطلا عات روز افزون باشد چشمه هم به حرکت خود ادامه می دهد و در مسیر خشک نمی شود.

http://ups.night-skin.com/up-93-04/IMG-1505.jpg


برچسب‌ها: کنگره 60, درمان, آرامش, همسفر, بالی برای پرواز
[ یکشنبه 1393/04/29 ] [ 20:27 ] [ همسفر حمیده ]

آیا تا به حال شده که در زندگی مدام بگویی کاش پدر و مادرم  فرد دیگری بودند یا ای کاش شوهرم  معتاد نبود و کاش های دیگری که نشان ازنارضایتی است ، به این نتیجه میرسیم  که به مرحله رضا و تسلیم نرسیده ایم ،این یک نشان است که وقتی از کلمه کاش استفاده میکنی یعنی راضی نیستی لذا به مرحله رضا نرسیده ایی.

در مرحله توکل هم ما باید تلاشمان را بکنیم ،اگر تلاش نکردیم و نشستیم و انتظار داشتیم تا خدا با نیروی غیبی  به دادمان برسد توکل نکرده ایم بلکه سربار بوده ایم و این توکل نیست زمانی میتوانم توکل کنم که اعتماد داشته باشم که من تلاشم را هم از نظر جسمانی وهم انسانی کرده ام ودیگر به جایی رسیده ام که به عنوان یک انسان نه راهی دارم ونه هیچ کاری میتوانم انجام دهم اگر ایمان داشته باشم توکل کرده ام و راه مستقیم را رفته باشم و در راهم از مسیر تخطی نکرده  باشم و به سمت ضد ارزشها و اگرهای دیگر نرفته باشم آن وقت توکل به دادم میرسد بعضی وقتها یک جایی یک اتفاق برایمان می افتد و می بیینیم اگر خدا اینجا به دادم نمی رسید من از دست رفته بودم این همان لحظه است که خداوند در ایمان ما وتوکل ما به ما  کمک می کند

مرحله رضا وتسلیم مرحله خیلی سختی است به خصوص مرحله تسلیم.در این مرحله انسان سختی میبیند اذیت میشود ولی شاد است واز عمق وجود این سختی را میپذیرد که این برای رسیدن به بهترینهاست .سخت است انسان خیلی سختی میکشد کار میکند و درآمد بدست آمده از آن لذت بخش است این دقیقا همان مرحله از رضاست .بعضی میگویند ما چطور بپذیریم وراضی باشیم وخیلی راحت بگوییم شوهرم معتاد است .برای درک این موضوع ما قانون هم ارزشی یا تساوی را بررسی میکنیم.ما در قبال هر چیزی که میخریم هزینه ای را پرداخت میکنیم تا چیزی بدست آوریم به این قانون قانون تساوی گفته میشود .اگر هزینه ای را دادم در قبال آن چیزی بدست آوردم .هر چیز دو صور دارد صور پنهان وصور آشکار .در صور آشکار من به صورت آشکار رضایت را متوجه میشوم یعنی من هزینه ای را بپردازم تا چیزی بدست آورم .در صور پنهان من در مقابل رضایتی که دارم باید چیزی را بدست آورم .

خلاصه این که خداجونم حسابی تسلیم خودتم 

همسفر حمیده

لژیون خانم پریناز رموزی


برچسب‌ها: اعتیاد, خانواده, درمان, رهایی, کنگره 60
[ شنبه 1393/04/28 ] [ 10:43 ] [ همسفر اکرم ]

1- خانم نسیم خداقوت اگر ممکنه حس خودتان را راجع به خدمتی که گرفتید ،در نقش دبیر و هفت جلسه در این روزهای گرم باشرایط خاصی که داشتید بیان کنید ؟

حس خوی بود خیلی خوشحالم ، تجربه ی خیلی شیرینی بود . خدارو شکر میکنم که بالاخره موفق به تجربه ی این جایگاه شدم .

2-با شرائطی که داری وبه زودی مادر میشی واقعا سخت نبود این خدمت را انجام بدهی؟

راستش خودم هم فکر نمیکردم بتونم هفت جلسه را بگذرونم ، فکر میکردم دو ، سه جلسه ی آخر رو به عزیز دیگری واگذار کنم ولی بالطف خدا و انرژی که از جمع همسفران گرفتم با اینکه خیلی سخت بود ولی خدا رو شکر با موفقیت به پایان رسید .

3- پیامت به همسفرانی که شرایط تورا دارن چیست ؟

واقعا عشق به کنگره ، باعث میشه که سخت ترین کارها ، انجامش آسان بشه ، به همه ی عزیزانی که شرایط مشابه من را دارن تاکید میکنم که از ادامه راه ناامید نشن و ادامه بدهند ومطمئن باشن که در نهایت موفق خواهند شد . درآخر از راهنمای خوبم خانم حیدری تشکر میکنم ، از لطف وراهنمائیهای ایشان بود که توانستم به این جایگاه برسم .

نسیم عزیزم ازاینکه وقت دادی ممنون برات آرزوی موفقیت در تمامی مراحل زندگی را دارم واز صمیم قلبم برات خودت ومسافر عزیزت دارم وپیشاپیش تولد همسفر کوجولوی لژیون را به تو وخانواده ی محترمت تبریک می گویم .


برچسب‌ها: همسفر, کنگره 60, راههای درمان اعتیاد, خدمت, حال خوش
[ جمعه 1393/04/27 ] [ 22:21 ] [ همسفر حمیده ]

چگونه می توان وارد قلب ها شد؟

این مطلب، یکی از نکات مهم و بارز است. یکی از کسانی که از قلب ها وارد می شد ، رسول خدا بود که در فیلم محمد رسول الله هم دیدیم ، زمانی که مکه در حال فتح توسط مسلمانان بود، ابوسفیان روشنایی های بالای کوه را می بیند و می گوید: محمد یک نقطه کوچک بود ولی گسترش پیدا کرد؛ متأسفانه این نقطه کوچک در چشم من بود و من نتوانستم آن را ببینم. محمد کسی است که از قلب ها وارد می شود.

برای اینکه فردی بتواند از قلب ها عبور کند ، می بایست دارای توانایی، اطلاعات و دانش بسیار بالایی باشد. یعنی فرد باید به یک ابرآگاهی برسد ، تا بتواند از قلب ها عبور نماید. برای این کار ، فرد باید انسان ها را بشناسد ، در آن زمان است که تحت هر شرایطی ، انسان حتی دشمن خود را احساس می کند و مشکل او را درک می نماید.

اگر شما بخواهید از در یک شهر وارد شوید ، باید آن شهر و کوچه و آدرس را بشناسید تا بتوانید از آن در وارد شوید. منظور از قلب ، دستگاهی نیست که خون را پمپاژ می کند ، انسان باید نقطه ورود به این موضع را درک کند.

قلب انسان مثل دژی است که دیوارهای آن بسیار مرتفع و در آن ، دری آهنین و محکم است. برای ورود به قلب ها، انسان باید راه و مسیر را بیابد و این نیازمند شناخت و آگاهی است. پس از این مرحله ، باید شروع به درک کند.

بعضی انسان ها از قلب ها وارد می شوند اما بعضی دیگر ، مانند یک مار زهرآگین می مانند و به هر انسانی که می رسند ، او را می گزند که این مربوط به ناآگاهی این گروه است. اگر انسان نمی تواند دردی را از دوش کسی بردارد ، نباید نمک به زخم او بپاشد.

انسان ، موجودی است که روی دوپا حرکت می کند و مانند کهکشانی است که هزاران هزار مشکل و مسئله ، ناکامی ، موفقیت و شکست در وجود او می باشد.

درک انسان ها مسئله بسیار مهمی است و کسی که به فرمان عقل نزدیک شده باشد، می تواند این کار را انجام دهد. او می تواند درد انسان ها را درک کند، حس کند و ببیند که در هنگام صحبت با چنین فردی، چه کلمه ای به نفع و یا به ضرر اوست. این یکی از ویژگی های افراد بزرگ است.

« دیگرانی که در دارالفنون حیات آموزش دیده اند ، از برخورد و نسخه پیچی برای مسافران عاجزند.» این نسخه پیچی می تواند راجع به مصرف کنندگان مواد مخدر باشد و یا در مورد انسان های طبیعی.

به نظر من تمام بیماری هایی که انسان به آن مبتلا می شود ، مربوط به بد زندگی کردن اوست. روح و روان انسان که به هم می ریزد ، باعث می شود تا چاکراه ها به خوبی کار نکند ، روان و فیزیک انسان به خوبی کار نکند و دچار بیماری شود. کسی که سرطان می گیرد ، ناشی از تفکر اوست ، ژنتیک هم دخیل است اما درصد زیادی از بیماری مربوط به مشکلات فکری اوست. مشکل انسانی که دچار بهم ریختگی است با تجویز قرص حل نمی شود.

تنظیم: همسفر اکرم

منبع : وبلاگ همسفر خلجی


برچسب‌ها: همسفر, کنگره 60, جهانبینی, سی دی, ورود به قلبها
[ پنجشنبه 1393/04/26 ] [ 16:23 ] [ همسفر حمیده ]
 

لطفا خودتان را معرفی کنید:

من ترانه حیدری هستم، همسفر مهدی و حدود هفت سال است که وارد کنگره 60 شده ام.

تعریف اعتیاد از دیدگاه شما:

در گذشته تصور من نسبت به این مقوله به این شکل بود که اعتیاد یک ناراحتی  صرفا روحی و روانی است که یک فرد را درگیر خود می کند؛ اما با گذشت زمان یقین پیدا کردم که اعتیاد یک بیماری جسمی است. من اعتیاد را یک فاجعه می دانم؛ اعتیاد هیولای وحشتناکی است که وارد زندگی خانواده ها می شود. تصور بسیاری از مردم این است که معضل اعتیاد راه درمانی ندارد. من شخصا می توانم بگویم که اعتیاد را از طریق همسرم درک کرده ام؛ به این دلیل که ذره ذره آب شدن و از بین رفتن او را می دیدم و ناامیدانه این مسئله را پذیرفته بودم؛ اما حالا و تحت شرایط فعلی با قاطعیت می گویم که اعتیاد یک بیماری است که شخص خواسته یا ناخواسته به آن مبتلا و وابسته می شود، اما این بیماری هم مثل همه بیماری ها راه علاج و درمان دارد.

احساس یک همسفر تحت تأثیر چه عواملی است؟

شاید در ابتدای ورود به کنگره 60، یک همسفر به دلیل مشکلات متعدد، احساس خاصی نسبت به مسافر خود نداشته باشد و سوالات زیادی در ذهن او ایجاد شود، مثل اینکه چرا "من" باید در سرما و گرما پا به پای مسافر خود درکنگره حضور پیدا کنم؟ چرا من باید این شرایط را تحمل کنم و ...؛ اما با آموزش های کنگره 60 احساس یک همسفر هم تغییر پیدا می کند و هم زمان با فراگیری آموزش های کنگره 60  از بودن در این فضا بیشترین لذت را می برد.

خانم ترانه ما بارها از شما شنیده ایم از اینکه در کنار یک فرد مصرف کننده قرار گرفته اید، شکرگزار خداوند هستید؛ به چه دلیل این جملات را بیان می کنید؟

بله من شاکر خداوند هستم از این جهت که مسافر من از بین همه ضدارزش های موجود در دنیا، تنها اعتیاد را انتخاب کرد. شاید اگر او به سراغ مسائل ضداخلاقی می رفت، وضعیت ما به مراتب بدتر می شد. از طرف دیگر، با وارد شدن او به وادی اعتیاد، من هم از آموزش های ناب کنگره 60 برخوردار شدم. من از طریق مسافرم توانستم از عشق واقعی که بین همه همسفران وجود دارد، بهره مند و سیراب شوم.

اگر قرار بود که بین این دو راه یکی را انتخاب کنید، کدام یک برای شما ارجحیت داشت : یک زندگی عادی بدون تجربه اعتیاد همسرتان و یا شرایط فعلی که شامل اعتیاد و درمان و رسیدن به جایگاه کنونی است؟

قطعا من زندگی فعلی خود را ترجیح می دهم. من از خدمتی که در حال حاضر انجام می دهم لذت می برم و تا زمانی که خداوند اذن بدهد، مایلم که به خدمت خود ادامه دهم. من از آموزش های کنگره 60 بهره مندم و در خارج از این مکان احساس تباهی می کنم. من نمی خواهم دچار روزمره گی شوم و در این مکان است که احساس آرامش می کنم. من نیازمند تنفس در هوای مقدس کنگره 60 هستم.

شما و مسافرتان  از بودن در فضای کنگره 60 رضایت دارید؛ اما آیا فرزندانتان نیز همین احساس را دارند؟

آموزش های کنگره 60 از طریق ما به فرزندانمان نیز انتقال پیدا کرده است. پسر من عاشق کنگره 60 است؛ اما دختر من به دلیل مشغله های خود کمتر فرصت می کند تا در کنگره حضور پیدا کند با این حال به آموزش های کنگره علاقه مند است.

آیا اعتیاد تاثیری بر روابط فامیلی و اجتماعی شما داشته است؟ شما در پیشگیری و یا مرتفع ساختن پیامدهای مخرب اعتیاد چه راهکارهایی داشتید؟

هیچ یک از اعضای خانواده من مطلقا از اعتیاد مسافرم اطلاعی نداشتند و من اجازه ندادم تا ازاین مسئله آگاهی پیدا کنند تا زمانی که من و مسافرم به درجه کمک راهنمایی رسیدیم و در آن زمان احساس کردیم که لزوما باید قضیه را به آنها بگوییم. من با تمام وجود و همیشه وجهه همسرم را در خانواده خود حفظ کردم و اجازه ندادم تا اعتیاد از ارزش های او کم کند. احترامی که من برای همسرم قائل بودم، باعث شد تا هیچ گاه کوچکترین بی احترامی به او نشود.

شما به عنوان یک کمک راهنما و با توجه به جایگاهی که در آن قرار دارید، سایر همسفران را چگونه می بینید؟

من همیشه سعی کرده ام تا همه را عاشقانه دوست داشته باشم. البته کسی که خدمتگزار است، قطعا جایگاه متفاوتی دارد.

یک جمله لذت بخش به یک نفر:

جمله ای که می خواهم بگویم به مسافرم است؛ من آزادمردی او را تبریک می گویم. از صمیم قلب او را دوست دارم و برای او احترام زیادی قائل هستم و از اینکه از بین تمام ضدارزش ها، اعتیاد را انتخاب کرد، از او سپاسگزارم.

و کلام پایانی:

عاشق تمام همسفران کنگره 60 هستم. سپاسگزار جناب آقای مهندس دژاکام هستم. من از فرزندانم تشکر می کنم که در طول مدت سفر اول و همینطور در سفر دوم همیشه در کنار ما و مشوق ما بودند.

من از آقای خان تشکر می کنم و جای ایشان همیشه بین ما سبز است. 


برچسب‌ها: کنگره 60, درمان, آرامش, همسفر, بالی برای پرواز
[ دوشنبه 1393/04/23 ] [ 12:17 ] [ همسفر اکرم ]

روز یکشنبه مورخ 93/04/22 کارگاه آموزشی خصوصی ویژه همسفران با استادی خانم اکرم، نگهبانی خانم معصومه و دبیری خانم نسیم با دستور جلسه «حرمت کنگره 60 ، چرا رابطه کاری،مالی و فامیلی در کنگره 60 ممنوع است» رأس ساعت 14آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

 کنگره 60 مکان امن و مقدس است ، زیرا هدفش چیزی نیست بجز رهائی یک انسان از دام اعتیاد و احیاء یک نفس ، که عملی مقدس می باشد .جناب آقای مهندس پس از تاسیس کنگره 60 قوانین را وضع کردند که یک سری از این قوانین تحت عنوان حرمت کنگره 60در اختیار ما قرار گرفته است و در آغاز و پایان هر جلسه توسط نگهبان قرائت می شوند وتکرار آن نشان دهنده اهمیت مطلب می باشد.

حرمت ها و قوانین مدیرانه کنگره 60 به همراه پشتوانه محکمشان دراجرا ، این مکان را تبدیل به مکانی امن و خارج از هرگونه اضطراب و حاشیه ای کرده است .

کنگره 60 وسیله ای است برای خروج انسانها از دنیای تاریکی و این وسیله برای حرکت و رسیدن به هدفش ، نیازمند یک مسیر مشخص و امن می باشد ، جاده ای مطمئن با ضریب ایمنی بالا که دارای خط کشی ها و حریم ها و تابلوها و در مجموع قوانینی کامل می باشد.

پس نتیجه می گیریم وجود این قوانین ما را از آسیب های اجتماعی محافظت می کند و اجرای آ نها باعث، ایجاد آرامش و امنیت برای خودم و دیگران می شود .                              

ایجاد رابطه های کاری و مالی و یا فامیلی یعنی خروج از حریم این جاده مطمئن و وارد شدن به مسیر جاده هایی غیر مطمئن ، هر جا که باشد.قطعاً با مقصود و هدف و مسیر کنگره نمی تواند یکی باشد و تجربه نشان داده که ورود در این جاده های فرعی ، پشیمانی و خسران را به بارآورده است؛ زیرا ابتدای ورود به این راه های فرعی ، ابتدای خروج از راه کنگره است، ولی به دلیل اینکه این اتفاق به آرامی در حال شکل گیری است، متوجه آن نمی شویم، تا پس از مدت زمانی می بینیم که در دنیای دیگری قرار نگرفته ایم که در ابتدا خواست و هدف ما رسیدن به این نقطه نیوده است.طبیعتا هر کس که می خواهد کاری انجام دهد اهدافی دارد و برای پیشبرد اهداف خود باید قوانین وضع کند چهار چوب هایی را تعیین کند و برنامه ریزی داشته باشد تا به هدف نزدیک شود.

وعده خداوند حق است که اگر صبوری کنیم و حرکت کنیم برای هدف مقدس به نتیجه خواهیم رسید.


برچسب‌ها: کنگره 60, درمان, آرامش, همسفر, بالی برای پرواز
[ یکشنبه 1393/04/22 ] [ 23:59 ] [ همسفر اکرم ]
[ شنبه 1393/04/21 ] [ 11:26 ] [ همسفر اکرم ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

من یک همسفرم.
شاید بگویی همسفر چیست.از معنی آن پیداست همراهی یک مسافر در یک سفر.اما سفری که ما در آن همسفر هستیم،یک سفر ساده از یک شهر به شهر دیگر نیست.همراهی یک مسافر غرق در تاریکی اعتیاد است.سفری است از سمت ظلمت به نور از حقارت به سرفرازی و از تاریکی اعتیاد به روشنایی رهایی از آن.
ما هم مثل مسافران پا به پایشان سفر میکنیم تا هر دو از این گذرگاه سخت بگذریم و به سلامت و کمک هم از نو بسازیم.
اگر تو هم مثل ما قصد سفر داری محکم باش و در کنار من و ما بمان...