بالی برای پرواز...
همسفران کنگره 60 در نمایندگی شادآباد 

پنجمین جلسه از دوره پنجاه و چهارم سری کارگاه‌های آموزشی ویژه همسفران کنگره 60 با استادی خانم شانی، نگهبانی خانم مرضیه و دبیری خانم زری با دستور جلسه "از فرمانبرداری تا فرماندهی  در روز سه شنبه مورخ 6/8/93 رأس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.

 سخنان استاد:

از فرمانبرداری تا فرماندهی یعنی چه؟ مگر ما سرباز هستیم یا اینجا پادگان است که بخواهیم فرمانبردار یا فرمانده باشیم ممکن است برای همسفران این نکته پیش بیاید یعنی چه؟ یعنی ما باید فرمانبردار همسرمان باشیم. آیا فرمانبرداری به این معنی است که باید مطیع مرد بود؟ یا فرماندهی به این معنی است که اگر مرد یک خانواده مصرف‌کننده است کل فرماندهی خانه به عهده شما باشد و زمانی که به درمان رسید باید هر کاری که شما می‌گویید را انجام دهد مسئله این نیست این‌ها سوءتفاهماتی است که در ادامه پیش می‌آید و در سفر دوم باعث از بین رفتن و از هم پاشیدن خیلی از خانواده‌ها می‌شود ولی چه می‌شود که به این نقطه می‌رسیم.

وقتی می‌گوییم از فرمانبرداری تا فرماندهی دو صور موردبحث است: صور پنهان و صور آشکار؛ آن چیزی که ما در کنگره یاد گرفتیم این است که ما تا صور پنهان را درست نکنیم صور آْشکار درست نمی‌شود برای اینکه صور آشکار بازتابی از صور پنهان است. اگر در سفر دوم خانواده به این نقطه می‌رسد؛ قطعاً مادر خانواده است که نتوانسته خود را همگام کند یک زن در هر شرایطی که باشد می‌تواند زندگی را اداره کند ولی جنس فرماندهی تغییر می‌کند. تا قبل از ورود به کنگره ما هیچ آموزشی نگرفتیم و به قول خیلی‌ها زندگی را با چنگ و دندان تا اینجا کشانده و حفظ کردیم. در سفر اول این می‌طلبد که تا قبل از ورود به کنگره این‌گونه باشیم و هر آن چیزی که در اختیار داشتید فقط خودتان بودید اما وقتی به کنگره قدم گذاشته‌اید وارد دنیای جدیدی شدید؛ اما نکته‌ای که در اینجا وجود دارد این است که مسافران پذیرفته‌اند که به ته خط رسیده‌اند و وقتی وارد کنگره می‌شوند چشم گفتن را خوب بلد هستند ولی این نکته در همسفران کمتر دیده‌شده علت عقب‌افتادگی همسفران در سفرهایشان همین نکته است.

 

 

اینکه مسافر پذیرفته که بافرمان خودش به ته دره رفته جای بحث نیست. ولی وقتی همسفر اینجا می‌آید چون زجرکشیده و با چنگ و دندان به‌اصطلاح خودش این زندگی را حفظ کرده خیلی سخت است بپذیرد که الآن جای امنی آمدی و بسپار به راهنما تا در اینجا حال خودت هم خوب شود؛ شاید در سفر اول هر کاری کردی تا زندگیت را حفظ کنی؛ اما چیزی که در شرایط بحرانی صادق بوده، هم‌اکنون صادق نیست یک‌زمانی مصرف‌کننده به خانه می‌آمد اگر فرماندهی شما نبود ممکن بود فرش زیر پایتان را می‌فروخت. در آنجا بود که فرمان را باید در اختیار داشتی اما وقتی به سفر دوم می‌رسد مسافر می‌خواهد روی پای خودش بایستد شما هم باید این سکان را ول‌کنی و یواش‌یواش به دست کسی بدهی که زندگی را باید اداره کند چون یک زن ساختار فیزیکی‌اش این‌طوری طراحی نشده که به‌تنهایی بار زندگی را به دوش بکشد.
نکته بعدی این است که همسفر وقتی وارد کنگره می‌شود باید عنان خودش را به دست استاد راهنمای خود بدهد. در زمان مصرف مواد، مصرف‌کننده در تاریکی است و نفس اماره است که قدرت را در دست گرفته و شخص نمی‌تواند کاری را که می‌خواهد انجام دهد.
در سی دی از فرمانبرداری تا فرماندهی است که وقتی بچه‌ای شروع به راه  رفتن می‌کند ذوق می‌کند حتی مادر نیز از راه رفتن فرزندان خود خوشحال می‌شوند. چرا وقتی چیزی جدیدی یاد می‌گیریم احساس خوشحالی به ما دست می‌دهد. آن چیزی که در درون انسان است و خداوند به همه ما داده این است که خداوند یک سری قدرت‌ها را در صور پنهان انسان قرار داده است اگر از بدو تولد هرکدام از این قدرت‌ها را بتوانیم کشف کند و در اختیارش قرار دهد موجب شادی و نشاط می‌شود چون چیزی راداریم یاد می‌گیریم و درواقع در فرایند یادگیری است که انسان احساس می‌کند هر قدمی که برمی‌دارد به اختیار انسانی خویش نزدیک‌تر می‌شود.

 وقتی انسان در تاریکی اعتیاد است دیگر فرمان‌های عقلش به اجرا درنمی‌آید. می‌خواهد بگوید دوستت دارم می‌گوید: برو گمشو؛ می‌خواهد بگوید اشتباه کردم می‌گوید: کار خوبی کردم؛ مجبور هست دروغ بگوید ذات اعتیاد یعنی دروغ گفتن. حال برای همسفران چه اتفاقی می‌افتد؟ همسفران به علت بار سنگین زندگی  و فشارها چه جامعه و چه همسر این حس سرکوب‌شده و بستر امنی نیاز دارد تا رشد کند اکثر ماها این را می‌گوییم از من گذشت و رویاهام از بین رفت اون موقع باید جوانی می‌کردم  خانواده و شوهرم نگذاشتند و این‌ها همه نشان‌دهنده این است که ما چیزی را می‌بینیم که زندگی ما را محدود کرده است و نمی‌توانیم اختیار داشته باشیم و درنهایت می‌گوییم من اختیار ندارم این بزرگ‌ترین مانعی است که شخص با آموزش پذیری می‌تواند برطرف کند.

وقتی وارد کنگره می‌آییم باید آموزش پذیر باشیم چرا؟ چون شخص زمان زیادی با یک مصرف‌کننده بوده و اکثراً‌در زندان خودش اسیر بوده است و بسیاری از کارها را که انجام می‌داده نشان‌دهنده این است که سلامت نداشته و به علت فشار زیاد تعادل جسمی و روحی او به‌هم‌خورده و عواطفمان آسیب‌دیده است وقتی این اتفاق بی افتد ما اختیار را از دست می‌دهیم.

برای اینکه آن بحران را سپری می‌کردیم؛ فرماندهی را به دست نفس اماره می‌سپردیم یکجا باید دروغ می‌گفتیم یکجا باید فحش می‌دادیم  یکجا باید پرخاش می‌کردیم و باید خارج از طبیعت بازندگی می‌جنگیدیم و نیروی نفس اماره در این مدت کمک می‌کرده حالا که اینجا آمدید آموزش پذیر باشید آیا سی‌دی‌هایی که راهنماها می‌گویند گوش دهید این کار را می‌کنید.

درنهایت اگر انسان‌ها از استاد راهنمای خود آموزش بگیرد چون برای بیرون رفتن از تاریکی نور لازم است اگر می‌خواهید توان پیدا کنید باید فرمان‌ها را درست اجرا نمایید. زمانی که راهنما انتخاب می‌کنید باید اختیار امور و آموزش را به دست استاد راهنما بدهید و وقتی آنان حرفی می‌زنند باجان و دل بپذیرید. به اینجا می‌آیید تا حرکتی انجام دهید برای پر کردن تنهایی یا گذران وقت اینجا نمی‌آیید از نیرویی که راهنما می‌گذارد ما همه باید استفاده کنیم که بتوانیم با نفس اماره  که اختیار ما را در دست گرفته بجنگیم و فرمان پذیر باشیم که درنهایت اختیار در دست خودمان می‌افتد و به‌جایی می‌رسید که یک راهنما و نیروی قدرتمند در کنگره خواهید شد.

 

در ادامه جلسه سرکار خانم آنی با حضور خود در بین همسفران به گرمی این جلسه افزودند و با ایراد سخنانی همسفران انرژی مضاعفی گرفتند ایشان فرمودند:

در فرمانبرداری چیزهای کوچکی است که اصلاً به آنها توجه نمی‌کنیم کلاً در کشورهایی که خانم‌ها انسان‌های درجه‌دو محسوب می‌شوند؛ ممکن است امورات منزل به دست خانم باشد ولی فرماندهی به دست آقایان است به همین علت در منزل خانم‌ها برای خودشان فرمانده هستند چون همین اشتباهات باعث می‌شود که زندگی آنان دگرگونی‌هایی پیدا کند. اگر شخصی در یک‌منزل به این بیماری اعتیاد مبتلا شود دیگر بهانه دست آنان می‌افتد که تو مادری مقصری اگر زن خانواده باشد که می‌گویند خانواده‌ات مقصر بودند بهر حال بار را به گردن آن شخص می‌اندازند. درصورتی‌که این‌جور نیست و از آموزش‌ها است که ما به راه مستقیم پی می‌بریم و یاد می‌گیریم که دنبال مقصر نگردیم و اگر اینجا می‌آییم و به ما می‌گویند فرمان ببرید تا نتیجه بگیرید.

 

 حالا من همسفر وقتی یک مصرف‌کننده در کنارم بوده هر طوری که خواستم زندگی کردم که اگر این کار را کردم بیشتر به نادانی‌ام اضافه‌شده است. در مورد رفتارهای ما همه‌چیز دست‌به‌دست هم می‌دهد و یک موقعیتی فراهم می‌کند که این موقعیت باعث می‌شود ما راه خود را گم کنیم ما باید توجه داشته باشیم که ما را به راه راست هدایت می‌کند و از این بیماری ما را رها می‌کند باید این مدت فرمانبردار باشیم اگر نباشیم راهمان را کج می‌رویم؛ فرمانبردار که باشیم بچه‌ها یاد می‌گیرند این را بید یاد بگیرید و لجبازی را کنار بگذارید و مقابله‌به‌مثل نکنید و با همسرانتان مسابقه تسلیحاتی نگذارید هر کاری که می‌کنید با تفکر و عقل سالم انجام دهید که بتوانید راهکار خوبی به خانواده بدهید و مطمئن باشید آن موقع که شما فرمانبرداری را یاد بگیرید خودبه‌خود فرمانده خوبی می‌شوید دیگر آن تحکم نیست و یک تفکر سالم در کنار یک زندگی سالم پیدا می‌شود. انشالله همه آن راهی را بریم که خداوند برایمان مقدر کرده است.

منبع : وبلاگ نمایندگی آکادمی


برچسب‌ها: اعتیاد, درمان, کنگره 60, خانواده, همسفر
[ پنجشنبه 1393/08/08 ] [ 9:27 ] [ همسفر اکرم ]

خانم اکرم زینلی یکی از خدمتگزاران فروتن ، پرتلاش و محبوب گروه همسفران شعبه شادآباد است.با قلم شیوای ایشان و پیامهای زیبایی که هر هفته انتخاب و آماده میکنند؛در وبلاگ شعبه مأنوس هستیم.از ایشان درخواست نمودم تا وقت خود را برای مصاحبه در اختیارم بگذارند که با خوشرویی پذیرفتند.

خانم اکرم چطور با "کنگره 60" آشنا شدید؟

نحوه آشنایی من با کنگره توسط یکی از اقوام صورت گرفت.و جالب است بدانید، مسافر من برای درمان این شخص وارد کنگره شد.اما بعد از دو جلسه خودش مشتاق درمان و حضور در جلسات گردید.من هم به فاصله دوماه از ایشان وارد کنگره شدم. آمدن همانا و شعله ور شدن آتش عشق همان...

چه عاملی باعث شد در کنگره ماندگار شوید؟

عشق و محبت حاکم بر فضای کنگره و نیز یافتن پاسخ پرسشهایی که همیشه برایم به صورت لاینحل باقی مانده بود.

به خاطر دارید،اولین مطلبی که در وبلاگ شادآباد گذاشتید؛چه بود؟

بله،گزارش عملکرد جلسات ویژه همسفران.

چه حسی داشتید؛وقتی خبر قبولی خود را در آزمون کمک راهنمایی شنیدید؟

فقط اشکهایی که از سر شوق می ریختم ،احساسات مرا نمایان می کرد. بی نهایت خوشحال بودم و خدا را برای به دست آوردن این نعمت عظیم شکر کردم.

آیا ارتباط شما با فرزندانتان پس از ورود به کنگره تغییر کرده است؟

قطعا رابطه من با فرزندانم دستخوش تغییرات زیادی شده است.این سؤال تناسب زیادی با دستور جلسه این هفته دارد. زمانیکه من فرمانبردار خوبی باشم ،در ادامه می توانم فرمانده مقتدر و کاردانی برای فرزندانم باشم. من توانستم با آموزشهای کاربردی کنگره ،ارتباط بهتر و مناسب تری با بچه ها برقرار کنم.

چه تعریفی از عشق دارید؟

عشق یعنی؛ درک وجود خداوند.هر چه قدر یک انسان به خداوند نزدیک تر شود، درک والاتری از مفهوم عشق خواهد داشت.

همسفر بودن از دیدگاه شما چه مفهومی دارد؟

معنای تحت اللفظی همسفر، طی طریق مشترک با فردی دیگر است. اما در کنگره یک همسفر علاوه بر اینکه در کنار مسافر خود برای درمان اعتیاد حرکت می کند،می بایست خودش هم پویا و جستجوگر باشد که نتیجه آن رسیدن به اعتدال، آرامش و صلح است.

بزرگترین آرزویتان چیست؟

اینکه به آرامش دست پیدا کنم. چون با آرامش من، خانواده و اطرافیانم نیز از  آن بهره مند خواهند شد.

کدام یک از وادیها را بیشتر دوست دارید؟

وادی پنجم. چون مراحل آن را در جای جای زندگیم بارها تجربه کرده ام و هر زمان توانستم آنها را کاربردی کنم ،کلید حل مشکلاتم را یافته ام.

نگاهتان به یک مصرف کننده پیش از ورود به کنگره و پس از آن چگونه بود؟

پیش از ورود به کنگره نگاه من به یک فرد مصرف کننده کاملا تدافعی بود. از نظر من مصرف کنندگان مواد مخدر افرادی مشمئزکننده و البته قابل ترحم بودند.اما پس از گرفتن آموزشهای کنگره ،آنها را بیمارانی می بینم که شدیدا نیازمند یاری و درمان هستند و در پرتو درمان جسم و به تعادل رسیدن روان،به افرادی متعادل و صالح مبدل می شوند.

آموزشهای کنگره چه تأثیری روی زندگی شما داشته است؟

تأثیرات عمیق و تعیین کننده ای داشته است.من باور دارم که آموزشهای کنگره باعث تغییر مسیر زندگی ما شده و از این بابت خداوند را شکر می کنم.امیدوارم که با لطف و عنایت او ما همچنان بتوانیم در این فضای مقدس بمانیم و توفیق خدمتگزاری را داشته باشیم و از آموزشهای کنگره بهره مند شویم.

آیا خدمت در وبلاگ شعبه شادآباد در آموزش و تغییر نگرش شما مؤثر بوده است؟

فضای خدمت در وبلاگهای کنگره 60 هم مثل سایر عرصه های خدمت، سرشار از آموزش است و  من از آن بهره مند شده و انرژی گرفته ام. خدمت در این عرصه باعث شد تا دید عمیق تری نسبت به اطرافم پیدا کنم.حتی در ارتباطم با همسفران نیز تأثیرات به سزایی داشته است. من تأثیرات این خدمت را در زندگی ام به خوبی حس می کنم و خداوند را برای الطاف بیکرانش نسبت به خود و خانواده ام سپاس می گویم.

خانم اکرم از شما سپاسگزارم و آرزو می‌کنم همواره یکی از خدمتگزاران پر تلاش کنگره باقی بمانید. خدا قوت

مصاحبه کننده : همسفر آزاده 


برچسب‌ها: همسفر, کنگره 60, راههای درمان اعتیاد, مصاحبه, همسفر موفق
[ چهارشنبه 1393/08/07 ] [ 9:54 ] [ همسفر حمیده ]

روز دوشنبه مورخ 93/08/05 کارگاه آموزشی خصوصی ویژه همسفران کنگره 60 نمایندگی شادآباد با استادی خانم جلالی، نگهبانی خانم آرزو و دبیری خانم نازنین با دستور جلسه «از فرمان برداری تا فرماندهی» رأس ساعت 15 آغاز به کار نمود. 

خلاصه سخنان استاد:

این دستور جلسه تمام آموزش های کنگره 60 را در خود جای داده است و می تواند یک هشدار باشد و در واقع از همان ابتدا،  به یک مسافر و همچنین به یک همسفر  می گوید که پس از ورود به کنگره 60 می بایست فرمان برداری کنند تا بعد متوجه شوند که چه چیزهایی را به دست آورند. فردی که برای درمان وارد کنگره 60 می شود، با سه عامل جسم،‌ روان و جهان بینی مواجه می گردد که برای درمان هر سه پارامتر فوق باید به تعادل برسد. اما این امر فقط مختص مسافران نیست و همسفران هم شامل این قضیه می شوند. 

بیشترین تأکید من بر روی همسفران است. اما چرا یک همسفر با وجودی که مصرف کننده مواد مخدر نبوده، باز هم فرماندهی خود را از دست داده است؟

ما همسفران مصرف کننده نبودیم اما قرار گرفتن در تاریکی اعتیاد، باعث شد تا به تدریج فرماندهی خود را از دست بدهیم. یک همسفر در دوره ی اعتیاد مسافر خود دچار حس های مخربی مثل ناامیدی، استرس و ... شده است و به همین دلیل تخریب های زیادی را بر جسم و روان خود تحمیل کرده است. از آن جایی که بسیاری از بیماری ها نظیر بیماری های قلبی یا گوارشی، ریشه در افکار و اندیشه انسان دارد، بنابراین، سیستم ایکس یک همسفر نیز صدمه دیده است.

همه همسفران با افکار گوناگونی وارد کنگره 60 می شوند و در مقابل تغییر مقاومت نشان می دهند اما در این مکان می آموزند که باید افکار خود را اولویت بندی کنند و بر روی هدف خود متمرکز شوند که این می شود همان وادی اول.

من اولین چیزی که در کنگره 60 آموختم این بود که باید به صور پنهان خود توجه کنم. من باید یک همسفر خوب بودن را یاد بگیرم. من احساس کردم که باید در این مکان باشم. تمرین دست یافتن به لحظه،‌لحظه،‌لحظه؛ من به ذهنم آموختم که می بایست تصاویر خود را تغییر دهد.

در وادی دوم اشاره می شود که باید مراحل رسیدن به سازندگی را به تدریج  آموخت و سیر تکاملی تغییر، تبدیل و ترخیص را طی نمود. باید برای تغییر کردن آماده باشیم. 

فرمان برداری سخت است؛ مخصوصا اینکه انسان دچار منیت باشد؛ اما زیباترین کار این است که انسان به خود بیندیشد و ببیند که درگیر چه حس هایی است. اجزاء صور پنهان را باید شناخت. 

اگر فردی جایگاه فرماندهی را به خوبی در دست بگیرد،‌ می تواند برای دیگران نیز مفید باشد. کمک راهنماهای کنگره 60 باید اینگونه به افراد کمک کنند تا روزی آن ها نیز فرماندهی را در دست بگیرند. برای رسیدن به این جایگاه ابزاری نیاز است که این ابزار همان شناخت خود است. 

ما می بایست به سخنان اساتید گوش فرا دهیم. باید از آموزش ها استفاده کنیم و روی آن ها تفکر کنیم. پاداش فرمان برداری کردن، رسیدن به فرماندهی است.

امیدوارم که همه ی ما از ابتدای آموزش تا آخرین جایگاه هایی که تجربه می کنیم همچنان فرمان بردار باشیم. فرمان برداری قوانینی دارد که هر فردی باید تابع آن ها باشد تا به جایگاه فرماندهی برسد.

 


برچسب‌ها: اعتیاد, درمان, کنگره 60, همسفران, آموزش
[ دوشنبه 1393/08/05 ] [ 22:35 ] [ همسفر حمیده ]

برای اینکه فرماندهی لایق باشیم ابتدا باید فرمانبردار لایقی باشیم .

فرماندهی،هدف تعیین شده است  یک قانون کلی است.هر انسانی فرماندهی

را دوست دارد.

اگر انسان می خواهد به مرحله فرماندهی در هر جایگاهی قرار بگیرد

باید مرحله فرمانبرداری را بگذراند.باید علمش را پیدا کند. فرماندهی صور آشکارو پنهان دارد.

صور آشکار : مثلا به خودم بگویم می خواهم بروم و فرماندهی را اجرا می کنم.

صور پنهان:ولی اگر من بخواهم بروم و حسش نباشد ،فرماندهی من کامل نیست.

شخصی که بیماری خاصی دارد فرماندهیش روی بدنش کم می شود.

انسان ذاتا فرماندهی را دوست دارد.و وقتی نسبت به یک کاری توانمند می شود 

قدرت فرماندهیش گسترش پیدا می کند.

در فرماندهی انسان نسبت به یک  سری نیروها غلبه پیدا می کند و توانا می شود. و این در نتیجه تفکر،تجربه و آموزش به دست می آید،و با تکرار مکرر و فرایند زمان میسر است.

فراگیری و فرمانبرداری همراه با خدمت صادقانه  برابر است با فرماندهی و برای اینکار باید به دانایی برسد.

فرمانبرداری در چهار چوب قوانین است و آگاهانه است نه کور کورانه .

در کنگره،فرمانبرداری در قالب قوانین کنگره و حرمت کنگره می باشد .

در بیماری اعتیاد بهای سنگینی پرداخت میشود و آن از دست دادن فرماندهیست .

زمانی که شخصی درگیر مواد است فرماندهی جسم و روان او دست خودشنیست .رفتار ،گفتار و کردار او از مصرف مواد یا عدم مصرف او نشأت میگیرد.و فرمان را مواد مخدر صادر میکند.

بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم.


برچسب‌ها: اعتیاد, درمان, کنگره 60, آموزش, تعادل
[ شنبه 1393/08/03 ] [ 7:0 ] [ همسفر اکرم ]

 

لطفا خودتان را معرفی کنید.

من فرشته هستم، همسفر حمید. مصرف مسافر من، تریاک بود و ایشان با روش DST و با داروی اپیوم و به مدت یکسال و یازده ماه سفر کرد و در حال حاضر مدت شش سال و پنج ماه است که آزاد و رهاست.

در شرایط فعلی، حس خودتان را نسبت به مسافرتان بیان بفرمایید.

حقیقتا، حس من نسبت به ایشان، همان وادی چهاردهم و محبت واقعی است. من از ایشان به عنوان مرد زندگی ام راضی هستم و از این بابت خدا را شکر می کنم.

از نظر شما وظیفه ی یک مرد به عنوان یک همسر و یک پدر در خانواده چیست؟

به اعتقاد من، یک مرد باید از نظر احساسی به همسر خود نزدیک باشد و همین عامل، باعث درک متقابل می شود. زن و مرد، ارکان اصلی یک خانواده هستند و باید مکمل هم باشند. این ذهنیت که زن تنها وظیفه ی پخت و پز و شست و شو و سایر موارد را دارد، کاملا اشتباه است. مرد باید توانایی رویت درون و احوالات همسر خود را داشته باشد. زن باید احساس کند که وجودش برای همسر خود، اهمیت دارد. یک مرد برای فرزندان خود نیز می بایست ارزش ویژه ای قائل باشد. توجه به حالات و خصوصیات، رسیدگی به درس و تحصیل، ارتباط برقرار کردن با فرزندان از جمله وظایف یک پدر خانواده است. چنانچه این ارتباطات به نحوی صحیح شکل گیرد، امکان جذب فرزندان در محیط بیرون از خانه، توسط دوستان ناباب به حداقل می رسد. مردی که ازدواج می کند و مسئولیت یک زندگی را می پذیرد باید از اوضاع و احوال خانه خود مطلع باشد و احاطه ی کامل داشته باشد.

آیا مسافر شما قبل از ورود به کنگره 60، واجد ویژگی هایی که شما بیان فرمودید، بودند؟

در هنگام مصرف مواد مخدر، ایشان به هیچ عنوان، نقش موثری در خانواده ایفا نمی کرد. در زمان اعتیاد، کانون خانواده به شدت متزلزل است ، همه چیز به هم ریخته است و هیچ چیز در جای خود قرار ندارد و خانواده ما هم تحت تأثیر این شرایط قرار داشت.

پس از درمان، وضعیت خانواده چگونه است؟

خدا را شکر تغییرات زیادی ایجاد شده و آرامش به خانواده ی ما بازگشته است. 

چه عاملی باعث ایجاد این تغییرات شده است؟

عامل اصلی این تغییرات، درمان اعتیاد و آموزش های جهان بینی است. به مرور با فراگیری آموزش ها و کاربردی کردن آن ها، نوع نگرش تغییر می کند. اجرایی کردن آموزش های کنگره 60 باعث ثبات می شود و بازتابش آن نیز به خانواده برمی گردد. 

تأثیر آموزش های کنگره 60 بر فرزندان شما چگونه بوده است؟ آیا در ارتباطات خارج از خانه و خانواده، تأثیری داشته است؟

کنگره 60 در بالا بردن سطح آگاهی یک خانواده، نقش بسیار مهمی دارد، همچنانکه برای خانواده ی ما این تأثیر، بسیار عمیق بوده است. فرزندان من، شناخت مفید و موثری نسبت به مواد مخدر پیدا کرده اند. آن ها اثرات منفی اعتیاد را در پدر خود دیده اند و از طرفی با صحبت هایی که ما در منزل می کنیم و آموزش ها را ناخودآگاه به آن ها منتقل می سازیم، با تخریب های اعتیاد آشنایی پیدا کرده اند. پسر بیست و یک ساله ی من موادی مثل شیشه و کراک را کاملا می شناسد و حتی اگر از طرف دوستانش به او پیشنهاد مصرف شود، نمی پذیرد چون به تخریب های وحشتناک آن آگاه است و این ناشی از آموزش های کنگره 60 است.

لطفا نظر خودتان را در رابطه با جایگاه کمک راهنمایی بیان بفرمایید.

در این جایگاه بود که من به مسیر خودشناسی سوق پیدا کردم. کمک راهنمایی باعث شده است که من به ارزش جایگاه ها پی ببرم و سعی کنم تا قدرت تفکر خود را تقویت  کنم.

در پایان اگر صحبتی دارید، بفرمایید.

من برای همه ی همسفرانی که مدت هاست در کنگره 60 حضور دارند و هنوز مسافر آن ها به درمان نرسیده است، آرزوی موفقیت و تجربه ی لحظه ی رهایی دارم. امیدوارم که معجزه درمان و رهایی در زندگی آن ها نیز رخ بدهد.

 


برچسب‌ها: اعتیاد, کنگره 60, درمان, خانواده, خدمت
[ چهارشنبه 1393/07/30 ] [ 9:35 ] [ همسفر حمیده ]

روز دوشنبه مورخ 93/07/28 کارگاه آموزشی خصوصی ویژه همسفران با دستور جلسه «وادی دوم وتاثیر آن روی من » با استادی خانم زینب، نگهبانی خانم آرزو و دبیری خانم نازنین رأس ساعت 15 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

زندگی ما مانند یک بازی است  برای اینکه بتوانیم خوب بازی کنیم ودر آن بازی پیروز باشیم  باید یک سری قوانین را فرا بگیریم واین وادی ها قوانین و بازی های  زندگی را به ما یاد می دهند اگر بتوانیم این قوانین را در زندگی کابردی نماییم کمتر دچار حس های منفی و خطا وناامیدی می شویم .پیام وادی دوم امید واری وحکیم بودن خداوند است وهدف دار بودن خلقت و اینکه هیچ موجودی بیهوده آفریده نشده است هیچ  چیز در هستی عبث و بیهوده آفریده نشده است وچون ما از حکمت و دلیل وجود همه هستی خبر نداریم نمی توانیم چیزی را بیهوده فرض کنیم و نمی توانیم آن را از گردونه حیات خارج کنیم.بیهودگی حسی است که زمانی که زندگی انسان یکنواخت شده وتوان حل مشکلات را در خود نمی بیند وشروع به گله و شکایت از زمین وزمان وحتی آرزوی مرگ هم می کند.امید نیرویی است  که خداوند در وجود انسان قرار داده که با استفاده از آن می تواند تمام مشکلات جسمی، روحی وروانی ومالی را حل کند .همیشه در مسیر تکامل انسان  موانع و مشکلاتی  وجود دارد که برای رشد و ساخته شدن ما طراحی شده است وبا نیروهایی که خداوند در اختیار ما نهاده است باید بتوانیم کیلید رهایی از بند این مسائل و مشکلات را بیابیم .به عنوان مثال درمان اعتیاد اگر امیدی در دل ما همسفران یا مسافران وجود نداشت نمی توانستیم در جلسات حضور پیدا کنیم و یا سختی های دوران اعتیاد را تحمل کنیم .خلقت انسان آنقدر گسترده و عظیم است که خداوند در قبال اینکار تبارک گفت و تفکری که این مخلوق خداوند انجام می دهد از آن به عنوان شاهکار خلقت یاد شده است می توانیم با خدمت کردن و آموزش دیدن وانرژی که از آن به دست می آوریم از حس نا امیدی جلوگیری کنیم . حضرت علی می فرمایند: از گرفتار شدن به مشکلات  به خدا پناه نبرید که آن هستی است از گمراه شدن در مشکلات به خداوند پناه ببریدوناامیدی  حسی است که ما را گمراه می کند.


برچسب‌ها: کنگره 60, همسفران, اعتیاد, درمان, رهایی
[ دوشنبه 1393/07/28 ] [ 20:9 ] [ همسفر حمیده ]

تا چند سال پیش اگر کسی از من می پرسید که مفهوم «خوشبختی» چیست، به طور واضح نمی توانستم تعریفی مشخصی ارائه بدهم، دلیل آن هم کاملا واضح است، من اصلا نمی دانستم خوشبختی واقعی چیست؟! وقتی تو ندانی که کجای کاری، وقتی تو ندانی کجای این دنیایی، وقتی تو ندانی که اصولا برای چه به دنیا آمده ای و هدفت از بودن در این جهان چیست، نمی توانی پاسخ قانع کننده ای هم بدهی تا طرف مقابل کاملا مجاب شود و بپذیرد که تو معنا و مفهوم خوشبختی را می دانی و درک درست و منطقی از آن داری!

واقعا مفهوم خوشبختی چیست؟ روان شناس اجتماعی دانشگاه هاروارد، ویلیام مک دوگال می گوید:« افراد می توانند در حالی که درد می کشند، احساس خوشبختی کنند و در حالی که لذت را تجربه می کنند، احساس بدبختی کنند». با استناد به همین تعریف، می  توان اینگونه استنباط کرد که احساس خوشبختی ربطی به شرایط ندارد، می توان خوشبخت بود در حالی که بسیاری از ویژگی هایی که برای دیگران به یک آمال و آرزو تبدیل شده است را نداشت. می توان با وجود تمام محرومیت ها، احساس شادمانی داشت، حتی می شود با وجود غصه، باز هم احساس رضایمتندی داشت. 

هر یک از ما، سنگینی نگاه اطرافیان به واسطه ی درگیری با اعتیاد را به صورت مستقیم یا غیر مستقیم، تجربه کرده ایم و شاید به نقطه ای رسیده بودیم که همه چیز برایمان کاملا بیهوده و بی ارزش می نمود. مفهوم خوشبختی برای ما، تبدیل به احساسات زودگذر و ناپایداری شده بود که بیش از چند ساعت دوام نداشت. برآوردن خواسته های کوچک نفسانی، پرهای پرواز ما را چیده بود و به دلیل این نوع نگرش، جهان پیرامونمان نیز برای ما بی معنا و پوچ شده بود.

با این حال، با ورود به کنگره 60 و قرار گرفتن در جریان آموزش های آن، اندیشه ی ما، تدریجا به سمت محور خودارزشمندی سوق یافت. 

«هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی نهد، هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم». 

ما آموختیم که باور و اعتقاد قلبی به این عبارات، سبب تجربه ی احساس خوشبختی بر مبنای ارزش می شود. خوشبختی بر مبنای ارزش، عامل اصلی تعادل در زندگی است و هر یک از ما به عنوان یک فرمانروای لایق، می توانیم علاوه بر ایفای نقشی موثر و تعیین کننده در کائنات، در محیط پیرامونمان نیز تاثیرات عمیق و مثمر ثمری بگذاریم و البته از همه ی این موارد مهم تر این است که :

«ما هستیم و می توانیم.» 

 

با احترام، همسفر اکرم


برچسب‌ها: اعتیاد, درمان, انسان, اعتقاد, خوشبختی
[ شنبه 1393/07/26 ] [ 12:25 ] [ همسفر اکرم ]

انسانهای صابر انسانهای خوش خلق و مهربانی هستند و این در تمام سطوح زندگی آنها صادق هستند. شاید قرار است یک اتفاقی برای ما بیافتد که از آن ناراحت شویم و حتی به خداوند هم پرخاش کنیم، اما بعد از مدتی می فهمید که آن عذاب و سختی خیر و صلاح من بوده است .

صبر؛ استقامت؛ آرامش

سه پارامتر صبر ،استقامت و آرامش یک مثلث هستند و شما در پایداری و استقامت از صبر به آرامش می­رسید. صبر از گیاهی تلخ گرفته شده و این به معنی سختی است و تحمل صبر کاریست دشوار، صبر به عبارتی تحمل کردن در پارامتر زمان است که این استقامت می­خواهد. اگر خوب تفکر کنیم در نظام هستی صبر مهم است. کاشت و برداشت گندم نیاز به زمان دارد. همه چیز را که انسان می خواهد، چه بخواهیم و نخواهیم صبر و تحمل و پارامتر زمان قانون است و اگر تابع نباشیم دچار مشکل می­شویم. گاهی انسان تحمل صبر را نداردو این باعث فشار و سختی خواهد شد.

خداوند در کلام خود آورده که مقام انسان صابر از مقام شهید والاتر است. انسان همواره باید در تمام مراحل صبر کند و این در ادامه به روند زندگی انسان همواره کمک می­کند. اگر در مقام صبر و تحمل باشید همواره آرام هستید و به راحتی بهم نمی­ریزید و یا هر مشکل و هر حرفی برآشفته نمی شوید.

انسانهای صابر انسانهای خوش خلق و مهربانی هستند و این در تمام سطوح زندگی آنها صادق هستند. شاید قرار است یک اتفاقی برای ما بیافتد که از آن ناراحت شویم و حتی به خداوند هم پرخاش کنیم، اما بعد از مدتی می فهمید که آن عذاب و سختی خیر و صلاح من بوده است. لعنت خداوند نبوده بلکه رحمت بود که امروز من اینجا هستم.

بخورم اما باید تلاش کنیم و در ادامه وقتی که پارامتر صبر و استقامت را رعایت کنیم به نتیجه مطلوب یا همان آرامش می رسیم.

آز آن چیزی که دارید در همان لحظه لذت ببرید. اگر سیب می خوری فقط سیب بخور به هیچ چیز فکر نکن و این در حال زندگی کردن تنها به همین لحظه یا کاری که انجام می دهید بپردازید.

منبع: وبلاگ همسفر پریناز رموزی


برچسب‌ها: اعتیاد, درمان, کنگره 60, آموزش, تعادل
[ دوشنبه 1393/07/21 ] [ 18:39 ] [ همسفر اکرم ]

سلام دوستان نوشین هستم یک مسافر،آنتی ایکس مصرفی استفاده تمام مواد غذایی درحد بی تعادلی وبا جهل وناآگاهی. مدت سفر 14 ماه ، درحال حاضر هشت ماه وبیست وهشت روز که آزاد ورها هستم. با راهنمایی راهنمای بزرگوار وعزیزم آقای زرکش .کاهش وزن 14 کیلو ونیم. ورزش، پیلاتس وپیاده روی .

 این مطالب  برای اطلاع شما عزیزان درمورد پذیرش  رهجو در لژیون جونز این هفته می باشد. اگر شرایط زیر را دارید ساعت 7 صبح درپارک طالقانی برای مشاوره تشریف بیاورید .

شرایط برای حضور در لژیون جونز بانوان در پارک طالقانی:

1- داشتن حداقل 15 کیلو اضافه وزن 2- عدم استفاده از خوردن قرص ودارو ( تیرویید وفشار خون و...) 3-شرایط سنی حداقل 20 و حداکثر 54  4- داشتن شرایطی برای ورزش کردن  5- داشتن کارت کنگره وداشتن لژیون  6- سفر دومی بودن .

با تشکر وسپاس فراوان از شما عزیزان . به امید داشتن سلامتی با اندام ایده آل .

نویسنده: همسفر نوشین


برچسب‌ها: اعتیاد, درمان, کنگره 60, همسفران, تندرستی
[ دوشنبه 1393/07/21 ] [ 18:37 ] [ همسفر اکرم ]

روز پنج شنبه مورخ 93/7/17 در نمایندگی شادآباد ، جشن شانزدهمین سال تولد دیده بان روابط عمومی ، جناب آقای محسن خان به استادی جناب آقای علی خدامی و حضور پر شور مسافران و همسفران برگزار گردید .

خلاصه سخنان استاد :

در کنگره 60 نگاه سه وجهی برای بیان موضوعات متعدد وجوددارد ، مثل مثلث درمان که از سه ضلع جسم ، روان و جهان بینی تشکیل شده و یا مثلث کنگره 60 که از سه ضلع عدالت ، معرفت و عمل سالم تشکیل شده است و مثلثهایی مثل دانایی ، نادانی و... .دستور جلسه امروز نیز یک نگاه سه وجهی به مقوله ای دارد که لازمه سفر در کنگره است ( صبر ، استقامت و آرامش ). کسی که خودش را به جریان کنگره بسپارد و از علم ودانش آن استفاده کند ، عمل عظیم درمان اعتیاد برایش بسیار سهل وآسان خواهد بود .برای طی کردن سفر و عبور کردن از مشکلات و تبدیل سختی ها به شیرینی ها یک مثلث مطرح می شود  تحت عنوان صبر ، استقامت وآرامش .این مثلث مکمل درمان و سفردوم است . صبر در نظر گرفتن مسئله زمان است به هر حال ما در مسیر تغییر ، تبدیل و ترخیص باید مسئله زمان را در نظر بگیریم . برای این که به شرایط بهتری برسیم باید صبر را در نظر داشته باشیم . صبر به معنای دست روی دست گذاشتن نیست ، صبر یعنی تلاش حساب شده یعنی استفاده از توانایی ها با حداکثر راندمان و بهره وری . یعنی زور زیادی نزن و تقلای اضافی نکن ، درست مثل یک شناگر ماهر که با کمترین حرکات بیشترین مسافتها را در آب طی می کند ولی کسی که شنا بلد نیست هرچندبیشتر دست وپا می زند و تلاش می کند ولی حرکتش بسیار اندک خواهد بود و در نهایت غرق خواهد شد . صبر یعنی توانایی رادر جای خودش بکارگیریم و مسئله زمان را در کنارش بشناسیم . استقامت یکی دیگر از اضلاع است . جناب آقای مهندس اعتقاد دارند که رمز موفقیت در دنیای امروز استقامت است . برای کاربردی کردن صبر نیازمند استقامت هستیم ، استقامت بعد از صبر و بعد از استقامت آرامش خواهد بود .

کسی که صبور باشد و در کنارش استقامت هم داشته باشد به آرامش خواهد رسید .

سخنان استاد در خصوص آقای خان :

هر تولد حامل یک پیام اثر گذار و مهم است . پیام تولد یعنی شخصی مثل آقای خان بعد از سالها مصرف مواد مخدر ازنوع هروئین ( به قول خود ایشان که اگر دو سال دیگر به مصرف ادامه می دادند بازنشسته می شدند ) توانستند خودشان را درمان کنند و به رهایی برسند و تبدیل به انسانی موفق و خدمتگزار بشوند ، اولین پیام تولد این است که آقای خان توانستند مسئله اعتیاد به هروئین را در خود حل کنند و به درمان برسند .

ایشان در سال 80 که من وارد کنگره شدم ، در کنگره حضور داشتند و از اعضای فعال بودند .در نمایندگی انقلاب و سهروردی جزو اعضای اثر گذار بودند که من در طول سفر اولم از مشارکتهای ایشان بسیار استفاده می کردم و در هر جلسه از صحبتهای ایشان ، مطالب بسیاری یاد می گرفتم.

در کنار راهنمای خودم ، آقای خان را نیز به عنوان راهنمایم می شناسم که در طول این سالها بسیار از ایشان راهنمایی گرفته ام و آموخته ام . در سال 81 به جایگاه دیده بانی رسیدند و 12 سال است که در این خدمت هستند و از دیده بانهای اثر گذار در شورای دیده بانی هستند و همیشه نظراتشان در شورای دیده بانی قابل تامل است و اگر ایشان در جلسات صحبت نکنند ، جلسات ما بسیار خشک و بی روح می شود و حضور ایشان همیشه شیرین و پر بار بوده است . در شعبات مختلفی خدمت کرده اند که اداره آن کار بسیار سختی بوده است مثل شعبه انقلاب ، که با سپردن مسئولیت اداره آن شعبه به ایشان ، به خوبی توانستند شعبه رااز نابسامانی خارج کنند و به شعبه ای تبدیل کنندکه در شأن کنگره باشد . آقای خان عضو کارگروه قوانین کنگره هم هستند و عضو شورای قضایی نیز هستند و یکی از خط دهنده های اصلی در قوانین کنگره ، جناب آقای خان هستند . طی حرکت 16 ساله کنگره ، علاوه بر جناب آقای مهندس که مبتکر این روش درمان بودند شخصیتهای تعیین کننده ای نیز در کنار ایشان قرار داشتند که یکی از آنها ، آقای خان هستند ، نام ایشان در تاریخ کنگره 60 ثبت شده است . من این روز را به ایشان تبریک عرض می کنم و به خانواده ایشان هم تبریک می گویم .

 

اعلام سفر آقای خان

آنتی ایکس مصرفی : هروئین از نوع تزریقی  مدت سفر :11 ماه  راهنما : جناب آقای مهندس

رهایی از بند اعتیاد : 16 سال و11 ماه

سخنان جناب آقای خان :

بسیار خوشحالم که بعد از مدتها دوباره در این جمع هستم ، تغییر ساعت تولدها دوباره شور قبلی را به تولدها برگردانده است . تصور این که روزی چنین جمعی را از دست بدهم برایم دردناک است و امیدوارم همیشه در این جمع حضور داشته باشم و این آرزوی من است . چهره های جدیدی را در بین مسافران و همسفران و حتی همسفران کوچک می بینم که آشناهستند . از همه شما تشکر می کنم ، سالهای زیادی را به همراه آقای خدامی در این شعبه بودیم و زحمت زیادی برای این نمایندگی کشیده شده است ، من مسئولیت اداره شعبه و ایشان هم مسئولیت تربیت استاد را بر عهده داشتند . من از آقای خدامی سپاسگزارم ، من نظم را از ایشان یاد گرفتم .امیدوارم در تولد ایشان  بتوانم لطفشان جبران کنم . از همسرم و پسرانم تشکر می کنم  و از عروس عزیزم که همانند دخترم هستند تشکر می کنم . از پیامهایی که در وبلاگها برای من گذاشته شده بسیار تشکر می کنم . من به همه وبلاگها سر می زنم و از وبلاگ آقای حیدری و خانم حیدری بابت پیام پر محبتشان تشکر می کنم .

سخنان همسفر :

در رابطه با صبر و استقامت صحبت شد ، برای رسیدن به آرامش باید بیشتر صحبتهای آقای مهندس را در قالب سی دی ها گوش کرد و توجه کنیم ،  سی دی های ایشان را من گوش می کنم و  به نظرم مفید برای تک تک ما می باشد . با گوش کردن این سی دی ها ، خیلی از مسائل در زندگی حل می شود . از طرفی دعای معلم مستجاب می شود ، من ایشان را معلم خودم می دانم که اطاعت امر از ایشان را لازم می دانم ، رهایی و آرامش واقعی زمان ظهور اتفاق می افتد . از همه شما که در این جشن شرکت کردیدتشکر می کنم . برای توفیق بیشتر آقای مهندس و خانواده محترمشان در مسیرشان ، دعا می کنم . از فردی که این مکان را در اختیار ما قرار داده است نیز تشکر می کنم و خیر طلب می کنم .

 

 

در ادامه از سوی همسفران و مسافران به رسم سپاس و قدردانی از خدمات ارزنده جناب آقای خان ، لوحی تقدیم ایشان گردید .


برچسب‌ها: اعتیاد, درمان, شیشه, کنگره 60, تولد
[ شنبه 1393/07/19 ] [ 9:28 ] [ همسفر حمیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

من یک همسفرم.
شاید بگویی همسفر چیست.از معنی آن پیداست همراهی یک مسافر در یک سفر.اما سفری که ما در آن همسفر هستیم،یک سفر ساده از یک شهر به شهر دیگر نیست.همراهی یک مسافر غرق در تاریکی اعتیاد است.سفری است از سمت ظلمت به نور از حقارت به سرفرازی و از تاریکی اعتیاد به روشنایی رهایی از آن.
ما هم مثل مسافران پا به پایشان سفر میکنیم تا هر دو از این گذرگاه سخت بگذریم و به سلامت و کمک هم از نو بسازیم.
اگر تو هم مثل ما قصد سفر داری محکم باش و در کنار من و ما بمان...