بالی برای پرواز...
همسفران کنگره 60 در نمایندگی شادآباد 
لینک های ویژه
[ دوشنبه 1393/05/06 ] [ 20:45 ] [ همسفر اکرم ]

لطفا خودتان را معرفی کنید:

من پریناز هستم یک همسفر؛ آنتی ایکس مصرفی مسافر من شیشه و تریاک بود و ایشان مدت پانزده ماه و پنج روز با روش DST و با داروی اپیوم سفر کرد و در حال حاضر سه سال و سه ماه است که آزاد و رهاست.

تأثیر اعتیاد بر خانواده شما چگونه بوده است؟

من در خانواده ای پرورش یافتم که هیچ یک از اعضای خانواده، با هیچ گونه ماده مخدر و حتی سیگار هم آشنایی نداشت. من با هزار و یک آرزو ازدواج کردم و اندکی پس از ازدواج بود که متوجه اعتیاد مسافرم شدم. اعتیاد تاثیرات منفی زیادی بر خانواده دارد؛ اعتیاد غولی است که هر چه جلوتر می رویم، بزرگتر می شود و به هیچ وجه نمی توان با آن درگیر شد. هر چه برای خلاصی بیشتر تلاش می کردیم، گویی به قعر چاه نزدیک تر می شدیم. پذیرفتن این مسئله برای من بسیار سخت بود و تمام تلاشم این بود که خانواده ام از اعتیاد مسافرم آگاه نشوند. بیشترین فشار روی من بود اما من برای دوام پیوند نوپایمان این فشار را تحمل می کردم.

فرق نگاهی که با آموزش های کنگره 60 در یک رهجو پدید می آید، چگونه است؟

شک نداشته باشید که فرق نگاه در هر رهجویی ایجاد می شود، ولو اینکه حرکت او کند باشد. من این تغییرات را در زندگی خود به خوبی حس می کنم و علی الخصوص در مسافرم این تغییرات بسیار چشمگیر است؛ حتی این تغییرات در فرزندم نیز به خوبی محسوس است و من شاهد تأثیر آموزش های کنگره در او هستم؛ وقتی من دخترم را با سایر کودکان مقایسه می کنم، آرامش را در وجود او حس می کنم و علت این امر را در آموزش های جهان بینی کنگره 60 می دانم.

دامنه تغییرات هر فرد در کنگره 60 به چه عواملی بستگی دارد؟

مهم ترین عامل به خواست یک فرد مربوط می شود. من در اوایل سفر اول تنها به خاطر مسافرم به کنگره می آمدم ، اما رفته رفته متوجه شدم که آموزش های کنگره طیف وسیعی دارد و بسیار کاربردی است، این آموزش ها در هیچ دانشگاهی تدریس نمی شود. خواست قوی من برای رهایی، باعث شد تا آموزش پذیری من نیز قوی تر شود. به نظر من تغییر جهان بینی و دیدگاه هر رهجو بستگی به خواست قلبی او دارد.

بنا به گفته آقای امین، بدست آوردن اهمیت دارد اما حفظ و نگهداری آن به این جهت اهمیت دارد که اگر ما نتوانیم آن را انجام دهیم ، قطعاً در اختیار نیروهای بازدارنده قرار خواهد گرفت. شما برای حفظ آموخته های خود از چه روشی استفاده می کنید؟

امواج بازدارنده به دنبال این هستند که دانایی فرد را متوقف کنند. من به شخصه سعی می کنم تا آموخته های خود را کاربردی کنم و همین عامل باعث حفظ آموخته ها می شود.

جایگاه زن در کنگره 60 چگونه است؟

زن در کنگره 60 از جایگاه خاصی برخوردار است. اعتیاد ضربه مهلکی به خانواده و به ویژه به زن وارد می کند. من هم با چنین احساسی وارد کنگره 60 شدم، اما در این فضا متوجه شدم که زن در کنگره 60 ارزش والایی دارد و همین امر سبب شد تا من در پی ارتقاء و رشد باشم. از ارزش یک زن در کنگره 60 همین بس که یک هفته را برای بزرگداشت او اختصاص داده اند.

خانم پریناز شما در صحبت هایتان اشاره کردید که مسافر شما هنوز موفق نشده اند در آزمون کمک راهنمایی قبول شوند. واکنش ایشان در برابر قبولی شما در آزمون کمک راهنمایی چه بود؟

آزمون کمک راهنمایی مصادف شد با دانشگاه رفتن مسافر من و ایشان بنا به توصیه مهندس دژاکام مبنی بر ادامه تحصیل مسافران و همسفران و همچنین با توصیه راهنمای خودشان اولویت را به دانشگاه رفتن دادند. مسافر من تصمیم گرفت تا پایه های علمی و مالی خود را مستحکم کند و سپس در جایگاه کمک راهنمایی قرار گیرد. بعد از قبولی من در آزمون کمک راهنمایی، او بسیار خوشحال شد. با تولد فرزندمان کمک های او هم بیشتر شد و شرایط حضور مرا در کنگره به بهترین شکل فراهم کرد.

فرزند شما بعد از رسیدن شما به جایگاه کمک راهنمایی متولد شد، حضور او چه تاثیری بر خدمت شما در کنگره 60 داشت؟

عشق به خدمت و عشق به رهجویانم سبب شد تا من به مشکلات فائق آیم. شاید در ابتدای تولد فرزندم برخی مشکلات مانع از حضور فعالانه من شد، اما با عملی ساختن وادی هشتم، راه برای من نمایان شد. عشق به رهجویانم باعث شد تا من مجددا در کنگره حضور یابم.

به نظر شما ورزش در پروسه درمان می تواند موثر باشد؟

من به ورزش بسیار علاقه مندم و احساس می کنم که همسفران هم به اندازه ی مسافران به ورزش نیازمندند. ورزش به من در پروسه درمان بسیار کمک کرد. ورزش در کنگره 60 یک نوع آموزش است. با توجه به مسئولیتی که در ورزش همسفران در رشته والیبال به من سپرده شد، توانستم اندک اندک با کاربردی ساختن وادی نهم نقطه تحمل خود را بالا ببرم. من با پیاده کردن این وادی توانستم خشم خود را کنترل کنم و علت این امر را هم حضور در ورزش کنگره می دانم. نباید تنها شرکت در جلسات و لژیون ها را آموزش بدانیم، فعالیت در ورزش کنگره هم می تواند سرشار از آموزش باشد.

نظر خودتان را در رابطه با دستور جلسه این هفته کنگره 60 «کار، تحصیل و قدرت» بیان کنید:

دستور جلسه این هفته، ذهنم را به شدت مشغول خود ساخته است. زمانی که من متوجه اعتیاد مسافرم شدم، تحصیلات خود را در دانشگاه متوقف کردم؛ چون کشش و توانایی برای ادامه تحصیل نداشتم؛ اما با این دستور جلسه و همچنین با دیدن مسافرم و عزم او در ادامه تحصیل ، تشویق شده ام تا تحصیلات خود را ادامه بدهم.

کلام پایانی:

در دورانی که من با اعتیاد مسافرم دست به گریبان بودم، این جمله را بارها در ذهن خود مرور می کردم:

حتی در بن بست هم راه برای رسیدن به آسمان باز است، فقط باید پرواز کردن را بیاموزیم. من واقعا پرواز کردن را در کنگره آموختم. اینکه چگونه یک بال پرواز باشم. پرواز کردن در کنار مسافرم را مدیون آموزش های کنگره هستم. ما در کنگره یاد گرفته ایم زمانی که به مشکل برمی خوریم، متوقف نشویم و بدانیم که راه آسمان همیشه باز است.

منبع : وبلاگ شادآباد


برچسب‌ها: اعتیاد, درمان, آموزش, رهایی, روش تدریجی
[ دوشنبه 1393/05/06 ] [ 9:33 ] [ همسفر حمیده ]

روزیکشنبه مورخ 93/05/05 کارگاه آموزشی خصوصی ویژه همسفران با استادی خانممعصومه، نگهبانی خانم شکوری و دبیری خانم زهرابا دستور جلسه « کار ،تحصیل ،قدرت » رأس ساعت 14آغاز به کار نمود.

 

در ابتدا استاد فرا رسیدن عید سعید فطر را به همه عزیزان تبریک گفتند و قبولی طاعات و عبادت ماه رمضان را برای همه آرزو کردند.

در ادامه استاد فرمودند: همه ما میدانیم یک فرد مصرف کننده وقتی وارد کنگره میشود مشکلات زیادی از قبیل مشکلات جسمی، روحی ،روانی ،توهمات شدید ،مشکلات خانوادگی، شغل و...عمده مشکلات اشخاص درزمینه بیکاری است .در سفر اول بیشتر مسافران در زمینه کار مشکلاتی دارند یا کار خود را از دست داده اند یا برای درمان باید ساعات کاری خود را کم کنند و وظیفه همسفران همراهی و کمک به مسافران است در سفر اول نباید توقعات زیادی از مسافران داشته باشیم سطح توقعات خودمان را پایین بیاوریم واز خرج ها و هزینه های اضافی در سفر اول پرهیز کنیم .تا مسافران هم سفر خوبی داشته باشند و رهاییشان به تاخیر نیفتد. وهیچ زمانی بی تعادلی از قوانین کنگره نبوده است در سفر دوم آقای مهندس میفرمایند مسافران باید پایه های مالی زندگی خود را مستحکم نمایند وزندگی خود را سروسامان بدهند نه اینکه فقط بخواهند در کنگره خدمت کنند چون در اینصورت به انسان تک بعدی تبدبل می شوند انسان متعادل باید تعادل را در زندگی خود برقرار کند.در سفر دوم خیلی از حس ها باز می شود وخیلی ها به سراغ ادامه تحصیل می روند که کار بسیار ارزشمند است ما باید علم ودانش و آگاهی را بالا ببریم ودر این زمینه هم به روز باشیم .قدرت یعنی با آنچه که داریم زندگی کنیم و قدر دان نعمت های خداوند باشیم ودر عین نیاز غنی باشیم وازحداقل امکانات حداکثر استفاده را ببریم وشاکر نعمت های خداوند باشیم.

تعصب های مرا خلاصه کنند می شود مشتی خاک که ممکن بود خشتی باشد در دیوار یک خانه

یا سنگی در دامان کوه

یا قدری سنگ ریزه در انتهای یک اقیاتوس

یا شاید خاکی از گلدان

ویا حتی غباری روی پنجره

واز این میان مرا برگزیدند برای نهایت شرافت برای انسانیت و پروردگارم که بزرگوارانه اجازه ام داد به نفس کشیدن ،دیدن ،شنیدن ،فهمیدن وارزنده ام کرد به واسطه نفسی که در من دمید و من منتخب گشتم برای سعادت ،برای قرب من مشتی از خاکم که خدایم اجازه داد به انتخاب وتغییر به شوردین به عشق

وای بر من که قدر ندانم وای بر من

 


برچسب‌ها: کنگره 60, درمان, آرامش, همسفر, بالی برای پرواز
[ یکشنبه 1393/05/05 ] [ 19:22 ] [ همسفر حمیده ]

داشتم راجع به دستور جلسه این هفته فکر می کردم. چرا زمانی که مدتی از سفر می گذرد هر کدام از ما شروع می کنیم به تفکر در مورد خودمان و به قول آقای مهندس، در جستجوی آدرس خودمان در کائنات می گردیم؟ و زمانی که کمی جلوتر می رویم،  به نوع و سرعت حرکت مان توجه می کنیم؟

شاید یکی از مهم ترین دلایل اینکه یک رهجو به فکر سر و سامان دادن اوضاع اقتصادی خود می افتد و با نیم نگاهی به سطح تحصیلات خود، در پی ادامه تحصیل می رود، همین است که کنگره 60 یک آیینه ای جادویی در اختیار هر یک از مسافران و همسفران قرار می دهد و این آینه جادویی هم به خوبی همه خصوصیات و ویژگی های فرد را در برابر دیدگان او می نهد. تنها تفاوتی که این آینه جادویی با آینه قصه سفید برفی دارد این است که ملاک زیبا و برتر بودن، قادر بودن است؛ قادر بودن به انجام اعمال ارزشی و ملبس بودن به ویژگی های خوب انسانی، همه ویژگی های خوبی که در نهایت، انسان را به آرامش می رساند و برای رسیدن به این خصوصیات، کنگره 60 راه هایی را پیش پای انسان قرار داده است؛ راه هایی مثل:

«کار و تحصیل»

همسفر اکرم 

منبع : وبلاگ همسفر خلجی

i


برچسب‌ها: همسفر, کنگره 60, کار و تحصیل, مشارکت مکتوب
[ یکشنبه 1393/05/05 ] [ 12:5 ] [ همسفر حمیده ]

کار، تحصیل ، قدرت منظور از طرح این موضوع ابعاد اجتماعی این موضوع است ؟ نه، اینطور نیست دلیل این دستور جلسه ارتباط بین کار وتحصیل با درمان اعتیاد است . یعنی شاید تصور شود شخصی که مصرف کننده ی مواد مخدر است وقتی تصمیم میگیرد به درمان فقط باید استراحت کند ودیگر نمی تواند کار کند وباید همه بسیج شوند برای درمان او ولی کنگره 60 اصلا این راقبول ندارد.وکسی که میخواهد درمان شوند به خاطر سفری که انجام میدهد ونظمی که درزندگی پیدا میکند وبه خاطر برنامه ی دقیقی که دارد ازیک تعادل نسبتا خوبی برخوردار است ومیتواند مثل انسانهای معمولی  زندگی کند وبه امورات زندگی رسیدگی کند وازعهده ی کارخودش خیلی خوب می تواند بربیاد.

استاد سردار: استادی بشوید برای خود وبرای کسانی که باید بیایند وازاین موضوع بهره مند شوند . 

کار فقط پول درآوردن نیست ، کار همان خدمت کردن است ، قدم گذاشتن در مسیری که خدا از ما خواسته هم میشود . حضرت علی میفرمایند : هرکسی که دو روزش یکسان باشد واقعا زیانکار است . یعنی سکون هیچ وقت جایز نیست . باید آموزش ببینیم وبه تحصیلات خودمان ادامه بدهیم . در واقع کار باورهای انسان راقوی ، انسان راامیدوار کرده وبه شخص روح زندگی میدهد . کنگره به نکته ی ظریف دقت دارد وهمین امر کنگره را از درمانهای دیگر متمایز میکند . اینکه برای شخصی که کار میکند وقرار است درمان شود اگر بیکار شود حتی ممکن است ناامید شود وبه درمان جواب ندهد . اما شخصی که از قبل کار نمیکرد ه قضییه او فرق میکند .سعی کنیم  روی پای خودمون بایستیم وبه خود وتوان انرژی خود تکیه کنیم نه دیگران .

کار وتحصیل درکنار هم به انسان قدرت میدهد قدرت درست کار کردن ، درست تجربه وتحلیل کردن، درست تفکر واندیشه کردن وبهتر ودرست زندگی کردن .

جمله ی بسیار زیبای بشکافید هرآنچه شکافتنی نیست . اشاره میکند که با علم وتحصیل وجستجو به دنبال هسته وجودی همه چیز بروید ، دردنیا وعالم وهرچیزی که دراطرافیانتان هست از جمله خودتان . 

تهیه کننده : همسفر نوشین 


برچسب‌ها: اعتیاد, درمان, همسفر, شادآباد, بالی برای پرواز
[ جمعه 1393/05/03 ] [ 17:51 ] [ همسفر اکرم ]

زندگی سخت است. این کاملا حقیقت دارد. در زندگی چالش های بسیاری وجود دارد. بعضی روزها و لحظه ها، بسیار شاد و خوب هستند اما لحظه هایی نیز وجود دارد که نمی‌توانید مشکلات را تاب بیاورید و به فکر رشته پاره کردن هستید و سریع ناامید می شوید. لحظه هایی که کاملا ویران‌کننده و مضر هستند.

بعضی ها بیکار هستند، برخی با مشکلات مالی شدید دست و پنجه نرم می کنند، عده ای در زندگی زناشویی یا در ارتباطات خود مشکل دارند و حتی هستند انسان هایی که بیماری یا معلولیت های جسمانی تابِ زندگی را از آنها گرفته است.

شاید با خود تصور کنید بهترین راه فرار و تسلیم شدن است اما بد نیست فکر کنید با تسلیم شدن به هیچ جا نمی توان رسید و باید دنبال راهکار مناسب بود.

همه می دانیم که زندگی آسان نیست. لازم به یادآوری دایمی نیست. آسان نیست اما راهکارهای بسیاری برای ادامه دادن و تلاش کردن و موفق شدن وجود دارد. در اینجا به شما می گوییم چرا نباید هرگز تسلیم یاس و ناامیدی بشوید.

1. تسلیم شدن موجب از دست دادن فرصت های آینده می شود

می توانید تصور کنید اگر توماس ادیسون هم پس از تلاش های بسیار اگر ناامید می شد و دست از همه چیز می کشید، چه اتفاقی می افتاد؟ دیگر نه برقی بود و نه این همه فناوری که به واسطه برق و نیرویی که تلاش های ادیسون آن را برای ما به ارمغان آورده است، بتوان راحت زندگی کرد. پشتکار داشتن و ادامه دادن و ناامید نشدن فردی همچون ادیسون در سال های بسیار دور باعث شده است تا اکنون همه انسان ها در رفاه و آسایش زندگی کنند.

اگر ناامید و تسلیم شوید، فرصت های بسیاری را در آینده از دست خواهید داد.

2. تسلیم شدن موجب عقب ماندن می شود

اگر انسان ناامیدی باشید، همیشه از هم ردیف های خود عقب تر خواهید بود. همیشه کارهای خود را در آخر و پس از همه به انجام خواهید رساند. همین عقب ماندن ها باعث ناامیدی بیشتر می شوند. اما باید بدانید که با بی تفاوتی و ناامیدی هیچ کاری پیش نمی رود. 
وقتی سریع در همان ابتدای راه ناامید شوید، هرگز موفق یا برنده نخواهید شد.

3. تسلیم شدن به ضرر اطرافیان نیز هست

هنگامی که گروهی از افراد با یکدیگر همکاری می کنند و یکی از آنها سریع ناامید و خسته می شود و نمی خواهد دیگر تلاش کند، در واقع به دیگران هم ضرر می رساند. در یک کار گروهی همه اعضا باید با هم تلاش کنند تا پروژه به نتیجه برسد. وقتی یک نفر از میانه مسیر بی خیال شود، در واقع با خودخواهی زیاد تلاش های دیگران را نیز از بین می برد.

تسلیم شدن شما می تواند موجب عدم موفقیت دیگران نیز بشود. یا حتی ممکن است به بقیه آسیب برساند.

4. تسلیم شدن در واقع نوعی فرار است

بارها گفتیم که بله، ما هم می دانیم زندگی سختی های خاص خود را دارد اما برای همه همین طور است. هرکسی به اندازه خود در زندگی با چالش هایی روبه رو است. قرار نیست در برابر آنها کم بیاوریم و تسلیم شویم. باید بتوانید در کار و زندگی خود بهترین باشید.

این را بدانید تسلیم شدن باعث بدتر شدن اوضاع زندگی می شود.

5. تسلیم شدن آزاردهنده است

هنگامی که از تلاش های خود دست می کشید در واقع هرگز نتیجه تلاش های خود را نمی بینید. این مساله بسیار آزاردهنده است. نابرده رنج، گنج میسر نمی شود. شما باید تلاش کنید تا بتوانید به خواسته هایتان برسید. هر هدفی موانع خود را در پیش دارد و باید سختی آن را تحمل کنید و به سمت جلو حرکت کنید. وقتی دست از تلاش می کشید، در واقع به روح خود لطمه وارد می کنید.

ناامیدی فقط موجب دردهای بیشتر در زندگی می شود.

منبع: وبلاگ همسفر سارا نادری


برچسب‌ها: اعتیاد, درمان, همسفر, شادآباد, بالی برای پرواز
[ جمعه 1393/05/03 ] [ 17:39 ] [ همسفر اکرم ]

به نام او که مهربانترین مهربانان است 



یادم باشد... 

که زیبایی های کوچک را دوست بدارم 

حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند

یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند

 ، نه آن گونه که می خواهم باشند

یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم

که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم

 هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد

یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم

چرا که شخصی که با خود مهربان نیست

 نمی تواند با دیگران مهربان باشد...

 منبع: وبلاگ همسفر ثمره


برچسب‌ها: اعتیاد, درمان, همسفر, شادآباد, بالی برای پرواز
[ جمعه 1393/05/03 ] [ 1:38 ] [ همسفر اکرم ]

امروز چهارشنبه یکم مردادماه، کتاب «عشق، چهارده وادی برای رسیدن به خود» نوشته مهندس بالاخره و پس از 14 سال به چاپ رسید. در آینده ای نزدیک مراسم رونمایی از این کتاب ارزشمند در پارک طالقانی برگزار خواهد شد. در زیر عکس های بخش عکس وب‌سایت کنگره 60 از رسیدن کتاب را خواهیم دید. به امید چاپ های آتی.

سردبیر بخش فارسی

منبع : سایت کنگره 60


برچسب‌ها: همسفر, کنگره 60, مهندس دژاکام, عشق
[ چهارشنبه 1393/05/01 ] [ 17:6 ] [ همسفر حمیده ]
 

1- خانم معصومه از نحوه آشنایی خودتان  ومسافرتان با کنگره 60 بگویید؟

اول شهریور سال 89 وارد کنگره شدم ، نحوه آشنایی ازطریق مجله ی سرنخ که برادر مسافرم تهیه کرد ه بود ودرآن با آقای مهندس وخانواده ی محترمشان مصاحبه کرده بودند  وایشان توضیحات کاملی ازروش تدریجی داده بودند . پدر همسرم که مصرف کننده بودن خودشان شعبه شادآباد رادرنظر گرفتن با مسافرم آمدیم واین شد که هردو جذب کنگره وآموزشها شدن وباهم رهاشدند.االبته من فقط همسفر مسافرم بودم.

2- راجع به مسافرت بیشتر توضیح بدهید؟ 

مسافرم به علت مشغله کاری نمی تواند حضور پررنگی بعد از رهایی درکنگره داشته باشه ولی ارتباط خودش را با ورزش کنگره حفظ کرده وفعالیت خودش رادر پارک داره، ولی خودم با آمدنم انرزی کنگره رامنتقل میکنم اما دوست دارم که مسافرم پابه پای من درکنگره حضور داشته باشه که باهم به گرفتن آموزشها ادامه بدهیم ، که مطمئنم درآن شرایط بهتری خواهیم داشت .در ضمن از مسافرم وخانواده ی محترمشان بابت حمایتهایی که از من میکنند ودراین را ه از هیچ کوششی دریغ نکردن تشکر میکنم .

3- چه خدمتهایی درکنگره داشتی وکدام خدمت رابیشتر ازهمه دوست داری؟

درمشاوره تازه واردین ، دبیری ، نگهبانی و.... جایگاه نگهبانی بهترین بوده که درهفت جلسه همه حسهای خوب را تجربه کردم واموزشهای خاص این خدمت راگرفتم . نگهبانی رابیشتر دوست دارم ، امیدوارم جایگاه کمک راهنمایی را تجربه کنم .

4- یک خاطره از او مدن به کنگره تعریف کن ؟

روز اول پنج شنبه (روز تولد ) بود خیلی شلوغ بود .حس خیلی عجیبی داشتم ومیترسیدم ازاینکه شناخته بشم وآشنا ببینم . تعجب من از این بود که همه ی خانمها باهم روبوسی میکردن ومن پیش خودم میگفتم یعنی همه همدیگررو مشناسن وعجیب  بود درآخر هم اشتباهی درلژیون خانم ثمره نشستم.

5- حس خودت را راجع به جایگاه استادی بگو؟

2 سال پیش این جایگاه راتجربه کردم وهفته ی دیگه استادی رابه عهده دارم اگر بخواهم حس خودم رامقایسه کنم خیلی فرق میکنه اون روز بیشتر اضطراب داشتم میترسیدم که مطالب را به طور کامل ودرست بیان نکنم ولی امروز اعتماد بنفس بیشتری دارم وامیدوارم وسعی میکنم که بهتر ازقبل در این جایگاه حضور داشته باشم واز خودم راضی باشم .

6- کلام آخر رادوست داری با چه کسی داشته باشی؟

آخرین صحبتم رابا خدا دارم واز اینکه چندین سال از خدا دور بودم وخدا رانمی شناختم ناراحتم به هرحال کنگره باعث شد که خدا را بشناسم ودر هرلحظه از زندگی وجود خدا راحس کنم ومیدانم که خیلی دوستتم داره وفقط میخواهم که فرمان بودن من درکنگره را صادر کنه و هیچ وقت پیوند من با کنگره را قطع نکنه ، چون بودن در کنگره برام آرامش رابهمراه داره . 

خانم معصومه برای شما بهترینهارا آرزو داریم وامیدواریم که شما رادر جایگاه کمک راهنمایی ببینیم .

نویسنده: همسفر نوشین

وبلاگ همسفر حیدری


برچسب‌ها: اعتیاد, درمان, همسفر, شادآباد, بالی برای پرواز
[ چهارشنبه 1393/05/01 ] [ 13:5 ] [ همسفر اکرم ]

لطفا خودتان را معرفی کنید.

من آرزو هستم، همسفر حسین ؛ آنتی ایکس مسافر من شیشه و حشیش ومدت سفر او یازده ماه و ده روز بود و در حال حاضر مدت سه سال و سه ماه و بیست و هشت روز است که آزاد و رهاست. من همچنین همسفر پدر همسرم نیز بودم و در حال حاضر همسفر پدرم هستم.

آیا شما به این جمله اعتقاد دارید که مسافران کنگره 60 ذات و سرشت خوبی دارند؟

بله من واقعا به این جمله اعتقاد دارم. من حداقل در رابطه با مسافر خودم به این نتیجه رسیده ام که خوبی و پاکی در سرشت او وجود دارد. روز اولی که وارد کنگره 60 شدم گفته می شد که مسافران افراد شجاعی هستند و من با خود فکر می کردم که فقط جهت امیدواری ما همسفران این جملات را بیان می کنند و در واقع ذهنیت من این بود که به جای کلمه شجاعت بهتر بود از واژه حماقت استفاده می کردند؛ اما با گذشت زمان به این باور رسیدم که ذهنیت من کاملا اشتباه بود. جمله ای را در همین رابطه شنیدم که کسی که مشکلات اخلاقی دارد به دیگران ظلم می کند اما کسی که معتاد است؛ خودآزاری می کند و بیشترین آسیب را به خود وارد می کند.

شما در صحبت هایتان اشاره کردید که همسفر پدرهمسرتان نیز بوده اید و در حال حاضر هم همسفر پدرتان هستید؛ چگونه سایر اعضای خانواده شما تمایل پیدا کردند که در کنگره 60 به درمان اعتیاد خود بپردازند؟

بعد از رهایی، مسافر من به الگویی زنده تبدیل شده بود و همین امر باعث شد تا پدرهمسرم نیز راغب شود تا برای درمان شروع به سفر کند. پدرم نیز قبل از ورود به کنگره مرا و اشتیاق مرا مورد تمسخر قرار می داد اما به مرور او نیز متحول شد و تصمیم گرفت تا اعتیاد خود را درمان کند.

فکر می کنید مهم ترین انگیزه پذیرش درمان اعتیاد توسط افرادی مثل پدر شما، علیرغم سن بالا، چیست؟

پدر من و یا پدرهمسرم از اعتیاد به ستوه آمده بودند. آنها ارج و قرب خود را از دست داده بودند. آنها احساس می کردند که هویت و شخصیت خود را از دست داده اند و احترام دیگران نسبت به آنها صوری است و این باعث آزار و رنج آنها می شد.

با درمان اعتیاد و تحت شرایط فعلی ، فضا و جو کنونی خانواده ی شما چگونه است؟

آموزش های جهان بینی به زبانی مشترک بین اعضای خانواده ما تبدیل شده است. از زمانی که من به همراه مسافرانم وارد این وادی شده ایم، احساساتمان تغییر کرده و دارای درک مشترکی از اتفاقات پیرامونمان شده ایم. مهر و محبتی که در سایه ی آموزش های کنگره 60 به دست آمده، باعث استحکام پیوندهای ما شده است.

بازخورد آموزش های کنگره 60 در روابط خانوادگی و فامیلی شما چگونه بوده است؟

آموزش های کنگره 60 باعث تغییر دیدگاه من نسبت به زندگی شده و همین امر، باعث تغییر رفتار دیگران با من شده است. در واقع آرامشی که من در این محیط کسب کرده ام، به دیگران نیز تعمیم یافته است. من اینجا یاد گرفته ام که برای یک زندگی راحت و آرام نباید وارد حواشی شوم واین بهترین راه برای ایجاد رضایت درونی است. وارد شدن در نزاع هایی که هیچ حاصلی ندارد باعث تخریب می شود؛ همچنانکه آقای امین در یکی از سی دی هایشان اشاره می کنند که دو نفری که با هم وارد جنگ می شوند، هر دو مغلوبند؛ چون در این شرایط انرژی بد تبادل می شود.

برای شما کنگره 60 در اولویت است یا خانواده؟

مطمئنا خانواده. ما به کنگره 60 آمده ایم تا خانواده را حفظ کنیم. کنگره 60 وسیله ای است برای به تعادل رسیدن. حضور در کنگره 60 تا جایی مشروع است که من بتوانم حال خوش خود را به خانواده انتقال بدهم.

نظرتان را راجع به وادی یازدهم بگویید.

اگر من آنچه را که دریافت می کنم، نتوانم بازپرداخت کنم تبدیل به شوره زار می شوم. خدا را شکر می کنم که توانستم در جایگاه کمک راهنمایی قرار بگیرم و اندکی بازپرداخت داشته باشم. همچنانکه در وادی آمده است جام های خالی و نیمه پر عاقبت پر می شوند، من هم امیدوارم که به مرور و با گذشت زمان جام خالی من هم پر شود. من آموزش می گیرم و آنچه را که گرفته ام آموزش میدهم.

 

یک جمله لذت بخش به یک نفر:

 

هستم اگر می روم، گر نروم نیستم. من حال خوش خود را از بودن هایم و آمدن هایم در کنگره 60 می دانم. کنگره 60 از تو سپاسگزارم.

 

و کلام پایانی:

 

به همسفران می گویم که اگر مسافر شما سفر خوبی ندارد، ناامید نشوید، به شاهدان زنده ای که در این فضا حضور دارند نگاه کنید و به خود این نوید را بدهید که یک روزی مسافر شما هم به رهایی خواهد رسید. انشاالله رهایی در روزهای آینده در پی است.

 

نویسنده : همسفر اکرم

منبع : وبلاگ شعبه شادآباد

 


برچسب‌ها: شیشه, حشیش, درمان, کنگره 60, خانواده
[ دوشنبه 1393/04/30 ] [ 11:25 ] [ همسفر حمیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

من یک همسفرم.
شاید بگویی همسفر چیست.از معنی آن پیداست همراهی یک مسافر در یک سفر.اما سفری که ما در آن همسفر هستیم،یک سفر ساده از یک شهر به شهر دیگر نیست.همراهی یک مسافر غرق در تاریکی اعتیاد است.سفری است از سمت ظلمت به نور از حقارت به سرفرازی و از تاریکی اعتیاد به روشنایی رهایی از آن.
ما هم مثل مسافران پا به پایشان سفر میکنیم تا هر دو از این گذرگاه سخت بگذریم و به سلامت و کمک هم از نو بسازیم.
اگر تو هم مثل ما قصد سفر داری محکم باش و در کنار من و ما بمان...