بالی برای پرواز...
همسفران کنگره 60 در نمایندگی شادآباد

دیروز انتخابات نگهبانی در شعبه برگزار شد 

همسفر ژیلای عزیز و خانم پریناز عزیز ، به نگهبانی 14 جلسه آینده همسفران منتصب شدند .

پریسا دنیای شکلک ها   www.sheklakveblag.blogfa.com/

از همین طریق از زحمات همسفر آزاده عزیز و دبیرخوبشان همسفر اکرم عزیز 

همچنین خانم منیره عزیز و دبیرخوبشان همسفر مرجان عزیز 

تقدیر و تشکر کرده و برای این عزیزان خدمت در جایگاههای بالاتر را خواستاریم 

به ژیلای عزیز و خانم پریناز تبریک عرض کرده و برایشان آرزوی موفقیت می کنیم 


موضوعات مرتبط: گزارش جلسه
برچسب‌ها: همسفر , کنگره 60 , راههای درمان اعتیاد , انتخابات داخلی

تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۴/۰۱/۲۵ | | نویسنده : همسفر حمیده |

روز دوشنبه مورخ 94/1/24 چهاردهمین جلسه از دوره سی و هشتم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی شادآباد با استادی خانم پریناز رموزی ونگهبانی خانم منیره ودبیری خانم مرجان با دستور جلسه " وادی هشتم وتاثیر آن به روی من " راس ساعت 16:00 آغاز به کار نمود .

http://s4.picofile.com/file/8182407818/DSC_0064.jpg

خلاصه سخنان استاد :

همه ما همسفران راههای زیادی را قبل از ورود به کنگره تجربه کردیم ولی در آخر به نتیجه نرسیدیم .من خودم وقتی وارد کنگره شدم وبا وادی ها آشنا شدم در واقع حکم نقشه راه را برایم داشت و در مسیر کمک به مسافرم ، کمکم کرد .وادی هشتم به ما می گوید : با حرکت راه نمایان می شود .حرکت در دنیایی که ما هستیم وجود دارد ولازمه ی حیات است یعنی مسیر زندگی جاری است ودارای حرکت است . آقای مهندس همیشه از طبیعت الگو می گیرند .به طور مثال 25 روز پیش در فصل زمستان قرار داشتیم ولی الآن روی درختان شکوفه است ....

پس طبیعت هم در حال حرکت است . ویا شب وروز که نشانه ی جاری بودن است . انسان هم باید به این صورت باشد .البته من در یک مقاطعی به این شکل بودم حرکت می کردم اما همیشه تعجب می کردم که چرا پیشرفت نمی کنم ؟ ومتوجه شدم که هدف اصلی را بعد از مدتی گم می کردم وعلت این بود . وقتی در مسیر درمان قرار می گیریم بعد از مدتی به حاشیه می رویم واز حرکت اصلی جا می مانیم .

در این راه سه موضوع مهم وجود دارد .ابتدا هدف وخواسته که مشخص شود .ودومین مسئله که خیلی هم مهم است این است که در مسیر راه تلاش کنیم . .سومین مورد صبرکردن است خیلی وقتها هدف داریم وخواسته داریم ولی صبر نداریم . باید زمان داد به طور مثال همین درمان اعتیاد که باید با گذشت زمان حل شود وبدانیم بیشتر خواسته ها با گذشت زمان محقق می شود . وسوال دیگر اینکه وقتی در مسیر قرار می گیریم چه کار کنیم که به بیراهه نرویم ؟

انسان خردمند به بیراهه نمی رود . اولین گام جبران خسارت است که جبران خسارت هم به سه قسمت تقسیم می شود .کسی که می خواهد جبران خسارت کند ابتدا باید خسارتی که به جسم زده را جبران کند مسافر وقتی وارد کنگره می شود باید باز پرداخت بدهی کند و در ادامه خانواده وسپس جامعه .جبران خسارت فقط به جسم نیست با غیبت کردن ، تهمت زدن وضد ارزشهایی که ایجاد کردیم که باید همگی را جبران کنیم ویا کسانیکه شبها بیدار می مانند هم دارند به جسم خسارت می زنند که باید در تمام موارد حساب را با خودشان صفر کنند .بستن پیمان آخرین مرحله می باشد خیلی از وقتها ضد ارزشی را انجام داده ایم واین مسئله باعث آزار واذیت ما شده که کنگره به ما این اجازه را داده که به هر نحوی که اعتقاد دارند به قدرت مطلق اعتراف کنند تا به آرامش برسند . اگر به قدرت مطلق اعتراف ندارند به کوه بروند واین کار را انجام بدهند .

http://s6.picofile.com/file/8182407934/DSC_0069.jpg

امیدوارم در مسیری قرار بگیریم که فرمانبردار خوبی باشیم تا بتوانیم به به کنگره خدمت کنیم .


موضوعات مرتبط: گزارش جلسه
برچسب‌ها: همسفر , کنگره 60 , راههای درمان اعتیاد , روش دی اس تی درمان , گزارش کارگاه خصوصی همسفران

تاريخ : دوشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۲۴ | | نویسنده : همسفر حمیده |

قابل توجه افرادی که در آزمون کمک راهنمایی قبول شده اند(همسفران)، لطفا جهت تکمیل پرونده مدارک ذیل را تهیه و تا تاریخ 15 روز بعد از اعلام نتیجه به قسمت نشریات دفتر مرکزی آقای احسان جلیلیان تحویل فرمایند.

2 قطعه عکس 4*3
فرم کمک راهنمایی
کپی کارت عضویت
کپی کارت ملی یا شناسنامه
کپی مدرک تحصیلی در صورت داشتن مدرک تحصیلی بالاتر از دیپلم
در صورت تکمیل نبودن هر کدام از موارد فوق،قسمت نشریات دفترمرکزیاز پذیرش پرونده معذور است.
مدارک ذیل را تا دو ماه بعد از اعلام نتایج آزمون تحویل دهند

فرم تکمیل شده کارورزی(همسفران)
فرم تایید دیده بان همسفران
دفتر نشریات از گرفتن مدارک بعد از تاریخ های اعلام شده معذور می باشد.

توضیحات: کلیه فرم ها در وبلاگ راهنمایان و کمک راهنمایان کنگره 60 موجود می باشد.

اسامی قبول شدگان آزمون کمک راهنمایی کنگره 60 اسفند ماه 93 نمایندگی شادآباد

جدول همسفران :

 

نام و نام خانوادگی

نام راهنما

نمره فنی

نمره جهانبینی

سیگار

توضیحات

1

معصومه عبدلی

ترانه

قبول

قبول

همسفر

شادآباد

2

نسیم السادات جلو خانی

ترانه

قبول 92

قبول

همسفر

شادآباد

3

فرحناز بهرامی

ثمره

قبول 92

قبول

همسفر

شادآباد

4

اکرم میرزاخانی

ترانه

قبول

قبول

همسفر

شادآباد

5

الهام نظامی

نسرین

قبول

قبول 92

همسفر

شادآباد

6

خدیجه سیف زاده

ثمره

قبول

قبول 92

همسفر

شادآباد

7

نازگل

شهین

 

قبول

همسفر

شادآباد

8

سمیه باقری

صبا

 

قبول

همسفر

شادآباد

9

کبری میری نژاد

ثمره

 

قبول

همسفر

شادآباد

10

معصومه شکوری

 

 

قبول

همسفر

شادآباد

 

موضوعات مرتبط: اخبار
برچسب‌ها: درمان اعتیاد , کنگره 60 , ازمون

تاريخ : دوشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۲۴ | | نویسنده : همسفر حمیده |

 

سالها است که از نگاهم دوری ومن در رویاهایم خود را در آغوش تو می بینم وتو با دستان مهربانت موهایم را شانه می زنی وگلی از یاس برلبانم می نشانی ومن نگاهم تر می شود .....

سالها است که از آغوش تو دورم هر روز در خیالاتم خود را در آغوش تو می بینم وتو چه عاشقانه من را می نگری ....

سالها است که در خیالاتم نشسته ای دور دور هستم از دستان پر مهر تو،وتو چه نزدیک هستی بر قلب زندگی من

هر روز قلب من {یاسین} تو می خواند واز {الرحمن} آرامش تو می خواهد وتو در رویا های من چه مهربانانه می خندی درست مثل خنده های کودکیم پاک پاک .

سالها است که تو روزه ی سکوت گرفته ای ومن برای تو عاشقانه لالایی می خوانم ،

بخواب مهربان ، بی تو دنیایم همه سکوت است ودرماندگی

بخواب مهربان ، خاطرات تو لالایی شبهای تار من است

حالا من شمع های خانه ی تو را روشن می کنم وگل های رز قرمز را دور تادور خانه ات می چینم ومی نشینم با حسرت به غروب آفتاب نگاه می کنم ....

نویسنده:همسفر میترا

منبع: وبلاگ همسفر حیدری


موضوعات مرتبط: دلنوشته ، مناسبت ها
برچسب‌ها: اعتیاد , درمان , کنگره 60 , همسفر , تعادل

تاريخ : جمعه ۱۳۹۴/۰۱/۲۱ | | نویسنده : همسفر اکرم |

 

تقدیم به همه مادران دنیا

در عالم کودکی به مادرم قول دادم که تا همیشه هیچ کس را بیشتر از او دوست نداشته باشم , مادرم مرا بوسید و گفت : نمی توانی عزیزم

 گفتم می توانم , من تو را از پدرم , خواهر و برادرم بیشتر دوست دارم .

مادر گفت : یکی می آید که نمی توانی مرا بیشتر از او دوست داشته باشی ........

نوجوان که شدم دوستی عزیز داشتم , ولی خوب که فکر می کردم مادرم را بیشتر دوست داشتم

معلمی داشتم که شیفته اش بودم ولی نه به اندازه مادرم .

بزرگتر که شدم عاشق شدم , خیال کردم نمی توانم به قول کودکی ام عمل کنم ولی وقتی پیش خودم گفتم کدامیک را بیشتر دوست داری , باز در ته دلم این مادر بود که انتخاب شد .....

سالها گذشت و یکی آمد ..... یکی که تمام جان من بود

همانروز مادرم با شادمانی خندید و گفت دیدی نتوانستی .....

من هر چه فکر کردم او را از مادرم و از تمام دنیا بیشتر می خواستم . او با آمدنش سلطان قلب من شده بود .

من نمی توانستم به قول دوران کودکیم عمل کنم .......

آخر من خودم مادر شده بودم ........

                                                      "روز مادر مبارک باد"

منبع: وبلاگ همسفر صدوقی

 


موضوعات مرتبط: مناسبت ها
برچسب‌ها: درمان , کنگره 60 , آموزش , تعادل , همسفر

تاريخ : جمعه ۱۳۹۴/۰۱/۲۱ | | نویسنده : همسفر اکرم |
همسفر

می دانم، غم و اندوهی ژرف تمامی وجودت را فرا گرفته ...

گاهی خشم تو را به آستانه ی جنون می رساند و اندکی بعد، اشک است که بی اختیار از چشمانت سرازیر می شود ...

می دانم ظلمت اعتیاد آن چنان شیرازه ی زندگی ات را از هم گسسته که حتی گاهی از درگاه خداوند هم ناامید می شوی و عجز و بیچارگی تو را به سرحد مرگ و نیستی می کشاند ... 

همسفر

اینک زمستان رفت ...

و شکوفه های کوچک بر شاخه های درختان، آهسته آهسته، نمایان می شوند ...

به آسمان نگاه کن،

می توانی بازگشت پرستوها را نظاره کنی ... می توانی شمیم گل های بهاری را با ذره ذره وجودت استشمام کنی ... می توانی التهاب درونت را با خنکای نسیم فرح بخش نوروزی التیام ببخشی ... می توانی درخشش اشک هایت را با تلالو باران بهاری همسو سازی ... می توانی خودت را از چنگال مخوف درد و غم و ناامیدی، رها کنی 

همسفر

اینک از پس زمستانی سخت، بهار آمده است

انوار آسمانی لطف و بخشش پرورگار همه بندگان را در سایه سار رحمت و عطوفت خود قرار داده است ... و تو نیز دریچه ی قلبت را باز کن و دستان لرزانت را به سوی آسمان بگشا ...

بهار را به وجود پرمهرت هدیه کن

تنها قدمی با معشوق فاصله داری

شتاب کن

آغوش گرم عشق در انتظار توست ...

برگرفته از وبلاگ خانم آرزو خلجی


برچسب‌ها: همسفر , کنگره 60

تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۱۹ | | نویسنده : همسفر عاطفه |
 

امروز روزِ توست، ای مهربان‌ترین فرشته‌ی خدا.

بگو چگونه تو را در قاب دفترم توصیف کنم؟

صبر و مهربانیت را چطور در ابعاد کوچک ذهنم جا دهم؟

آن زمان که خط خطی های بی‌قراری ام را با مهر و محبّتت پاک می‌کردی و با صبر و بردباری کلمه‌ به کلمه ی زندگی را به من دیکته می‌گفتی خوب به خاطرم مانده است.

و من باز فراموش می‌کردم محبت تشدید دارد.

در تمام مراحل زندگی، قدم به قدم، هم پای من آمدی، بار ها بر زمین افتادم و هر بار با مهربانی دستم را گرفتی.

آری، از تو آموختم، حتی در سخت ترین شرایط، امید را هرگز از یاد نبرم.

یادم نمی‌رود چه شب ها که تا صبح بر بالینِ من، بوسه بر پیشانیِ تب دارم می‌زدی و چه روزها که با مهر مادرانه ات لقمه‌های عشق را در دهانم می‌گذاشتی و من باز لجبازتر از همیشه دستت را رد می‌کردم!

وقتی بوسه بر دستان چروکیده ات می‌زنم،

یاد کودکی‌ام می‌افتم که همیشه به خاطر لطافت دستانت به همه فخر می‌فروختم

و حال به خاطر خشکی دستانت با افتخار می‌گویم این دستان مادر من است که تمام زندگی‌اش را به پای من گذاشت؛

من با نوازش همین دست ها بزرگ شدم و امروز با تمام وجودم می‌گویم:

مادرم مدیون تمام مهربانی‌هایت هستم و کمی کمتر از آنچه تو دوستم داری،

دوستت دارم.

منبع: وبلاگ همسفر رموزی


موضوعات مرتبط: مناسبت ها
برچسب‌ها: کنگره 60 , آموزش , آرامش , تعادل , همسفر

تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۱۹ | | نویسنده : همسفر اکرم |